X
تبلیغات
مشاوره و روانشناسی

              « بيش فعالي »                                      

     

 

ـ اين روزها بيشتر مراجعات و سوالاتي كه پرسيده مي شود در خصوص بيش فعال بودن يا نبودن كودكان است!!!

ـ دليل چيست ؟آيا واقعاً بيش فعالي به اين سرعت در بین كودكان شیوع پیدا کرده است؟

ـ شناخت ما از بيش فعالي چقدر كارشناسانه و دقيق است؟

ـ چطور مي شود فهميدكودكمان بيش فعال است يا نيست؟(آيا نشانه اي مثل تب،سرفه،عطسه و...) مي تواند بيانگر اين موضوع باشد؟

چرا فكر مي كنيم كودكانمان بيش فعال هستند؟

ـ آيا صرف مطالعه يك كتاب، يا خواندن مطلبي در مطبوعات مي شود تشخيص داد كه كودك بيش فعال است ؟

ـ حرف ديگران چقدر مي تواند باعث شود كودكانمان را با كودكاني كه آنها هم شايدمشمول اين اختلال باشند قياس كنيم؟

ـ مشكل كجاست؟ بيائيدكمي به عقب برگرديم ببينيد اصلاً اين حرفها و مشكلات وجود داشت!!!

ديدگاه والدين نسبت به بيش فعالي:

اكثراً شنيده ايم از در و ديوار بالا رفتن ، گوش ندادن به حرف والدين و به طور كلي شيطنت از نشانه هاي بيش فعالي است و گاهي اوقات نيز با كمي تامل در كتابها و اينترنت با حداقل دريافت،حكم صادر        مي كنيم  و سريعاً ليبل اين اختلال را به پيشاني كودكانمان مي چسبانيم.

متاسفانه ديده شده خيلي از افراد با دانش كم و نا كار بلد اما تحصيل كرده كه در اين مورد اطلاعات دقيقي ندارند خيلي سريع با چند جمله قلنبه راي بر بيش فعالي يك كودك صادر وبه والدين وي توصيه مي كنند او را به قرص و دارو هاي آرام بخش ببندند،كه اينها همه به خاطر نداشتن شناخت كافي نسبت به اين امر و عدم تشخيص صحيح افتراقي آن با ساير رفتارهاي دوران كودكي است (شيطنت،لج بازي و خود را در معرض ديد و تائيد والدين و... قرار دادن)

تعريف بيش فعالي:

به حالتي اطلاق مي شود كه كودك به نحو افراطي و بيش از اندازه فعال و پر جنب و جوش باشد و اين تحركات زياد اطرافيان وي را دچار مشكل مي كند.

به علت بي دقتي ممكن است در انجام تكاليف مدرسه و كارهاي محوله ديگر اشتباهات زيادي را مرتكب شوند

اين اختلال در تعدادي از بچه هاي پيش دبستاني يا دوران ابتدايي ديده شده است همراهي و جلب توجه آنها دشوار است، تقريباً بين 3 تا 5 درصد از كودكان مبتلا به اين اختلال مي باشند.

البته اين اختلال به عنوان ناتواني در يادگيري محسوب نمي شود بلكه به نوعي بي توجهي و حواس پرتي در ياد گيري محسوب مي شود.

علائم بيش فعالي ـ تكانش وري يا بي توجهي كه موجب تخريب مي شوند بايد قبل از 7 سالگي ظاهر شود، ممكن است بعد از سالها تشخيص داده شود كه فردي بيش فعال است.

بيش فعالي (رفتارش)در كودكان مبتلا نسبت به كودكان عادي بيشتر حالت تكانش وري دارند.

از توجه به جزئيات ناتوان هستند به دليل عدم توجه دقيق و بالا بودن ميزان حواس پرتي.

به پايان رساندن كار يا بازي براي آنها دشوار است،مي خواهند همه چيز بر وقف خواسته هاي درهم برهم آنها باشد كه براي خودشان هم انتهايش مشخص نيست و ديگران را خسته و كلافه مي كند.

اغلب به صحبتها، خواهشها و دستورات ديگران تا آخر گوش نمي دهند و قادر به تكميل تكاليف مدرسه و كارهاي روزمره و وظايف خود نيستند،اگر اين كارها به دليل بي توجهي باشد نه به دلايل ديگر(مثل عدم فهم دستورالعمل ها)در ساماندهي فعاليتهاي خود مشكل دارند

كارهايي كه مستلزم حفظ تلاش ذهني هستند براي آنها ناخوشايند و تنفر آميزند. از فعاليتهايي كه مستلزم خودكاربردي تلاش ذهني سازماندهي و تمركز(مثل كارهاي خانه يا مدرسه) هستند اجتناب مي ورزند.

بيشتر از ابزار براي كارهاي غير معمول استفاده مي كنند و ابزار خود را هم به راحتي گم مي كنند و در حين كار به خود آسيب مي زنند.

وقتي كاري به آنها واگذار  مي شود و يا خودشان مشغول انجام كاري هستند با كوچكترين محركي(مثل‌صداي‌ماشين يا صحبت ديگران و...)كار را قطع وحتي به راحتي ‌فراموش ميكند وبه محرك توجه ميكند .

آنها در موقعيتهاي اجتماعي دوست دارند پي در پي صحبت كنند و به حرف ديگران گوش ندهند.

علائم بيش فعالي :

1- به خود پيچيدن،نا آرامي و بي قراري

2- نمي توانند سر جايشان بنشينند

3-خيلي زود و به راحتي به هم مي ريزند و ناراحت مي شوند

4- تحمل نوبت و انتظار را ندارند

5- در حرف زدن و پاسخ دادن عجول و هول هستند

6- قواعد و دستور العمل ها را نمي توانند به درستي دنبال كنند

7- در تمركز و توجه مشكل اساسي دارند و نمي توانند تمركز كنند

8- از كاري  به كار ديگر مي پرند قبل از انجام كار قبلي

9- آرام نمي توانند بازي كنند

10- خيلي سريع(تند تند)و زياد حرف مي زنند

11- حرف ديگران را قطع مي كنند و وسط حرف آنان مي پرند.

12- شنونده خوبي نيستند

13- وسايل مورد نياز خود را گم مي كنند

14- اغلب دست به كارهاي خطرناك مي زنند.

 

انواع بيش فعالي:

1- بيش فعالي ـ نوع غالباً بيش فعال ـ تكانش ور:

در این نوع فعالیت و تحرک بیش از حد شایع است.

زماني بايد اين نوع تشخيص را داد كه شش يا بيش از شش مورد از علايم بيش فعالي ـ تكانش وري    (و كمتر از شش مورد از علائم بي توجهي)حداقل به مدت شش ماه استمرار داشته باشد در چنين مواردي نيز ممكن است هنوز هم بي توجهي علامت باليني مهمي باشد

2- بيش فعالي،نوع غالباً بي توجه:

در اين نوع عدم توجه قالب است كه در آنها فعاليت و تحرك بيش از حد از خودشان نشان نمي دهند و گاهي اوقات تحت عنوان ADD مي شناسيم.

اين تشخيص زماني بايد داده شود كه شش يا بيش از شش مورد از علايم بي توجهي(كمتر از شش علامت،بيش فعالي ـ تكانش وري)حداقل به مدت شش ماه استمرار داشته باشد.

3- بيش فعالي نوع مركب:

در اين نوع تركيب يافته فرد  هم اختلال توجه و هم علايم تحرك بيش از حد را نمايان مي سازد.

زماني بايد تشخيص اين اختلال داده شود كه شش يا بيش از شش مورد از علايم بي توجهي و شش (يا بيش از شش) مورد از علائم بيش فعالي ـ تكانش وري حداقل به مدت شش ماه استمرار داشته باشد. اغلب كودكان و نوجوانان داراي اختلال كمبود توجه/بيش فعالي از نوع مركب رنج مي برند اينكه چنين مطلبي در مورد بزرگسالان نيز صادق باشدتا كنون گزارشي نشده است.

ملاك هاي تشخيص :

1- زمان : اين اختلال مي بايست بيش از شش ماه استمرار داشته باشد.

2- تعداد : اين اختلال را نمي توان با يك يا دو مورد از علائم گفته شد تشخيص داد حتماً مي بايست زمان استمرار و تعداد نشانه ها طبق موارد فوق همراه هم با شند.

3- مراجعه به روان شناس يا روانپزشك: در صورت ديدن ملاكهاي بالا باز هم مي بايست با متخصص مربوطه مشورت كرد تا كودك مورد معاينه و تست هاي مربوطه قرار گيرد آنگاه مي توان تشخيص صحيحي بر اين اختلال داد.و اگر نيازي به طرح دارو درماني بود با حوصله و زير نظر پزشك مربوطه اين كار انجام گيرد(نه خود سرانه و با توصيه افراد عادي).

                    

پاره اي ديگر از اشكال رفتاري در اختلال بيش فعالي:

1-  عدم توجه به جزئيات و ارتكاب اشتباهات واضح

2- سرسري گرفتن تكاليف مدرسه و اجتناب از فعاليتهاي ذهني

3- فراموش كردن كارهاي محوله روز مره و عدم سامان دهي به كارهايشان.

4- گم كردن وسايل شخصي و تحصيلي.

5-  بيقراري يا پيچ و تاب خوردن هنگام نشستن، در جايش آرام نمي گيرد.

6-  فاقد آرامش بودن در زماني كه از كودك انتظار مي رود بدون حركت بنشيند از جايش بلند مي شود و به جاهاي ديگر مي رود.

7-  دويدن و بالا و پائين پريدن در موقعيتهايي كه اين حركات نا مناسب به نظر مي رسند

8-  مشكل داشتن در بازي كردن يا انجام فعاليتهاي تفريحي آرام

9-  دائماً در حركت بودن يا ظاهرا ًتوسط موتوري به حركت در آمدن و يك جا ثابت نبودن(كودك به نحوي مفرط و بيش از اندازه فعال و پر جنب و جوش باشد)

10-  پرحرفي مفرط و سريع جواب دادن به سوالات قبل از آنكه سوال كامل شود و اغلب قطع صحبت ديگران(از ساكت بودن بيزار هستند)

مواردي كه باعث اشتباه در تشخيص مي شود:

حساسيت بيش از اندازه ما نسبت به رفتار هاي كودكان باعث مي شودبه اين فكر بيافتيم كه نكند مشكلي وجود دارد،حالا هر كس در اين بين نظري بدهد ما را بيشتردچار تشويش، دغدغه و آسيب فكري مي كند ولذا آرام،آرام به سوي اشتباه پيش مي رويم .

مثلاً مي شنويم كودك بيش فعال در بين حرف هاي ديگران مي پرد، حالا همين كار را كودكمان انجام   مي دهد سريعاًحكم بر اين قضيه مي دهيم و يا سعي مي كنيم به سرعت وجديت جلوي او را بگيريم ولي آيا واقعاً به اين نكته فكر كرده ايم كه اين كار يكي از  خصايص دوران كودكي هم مي باشد؟

همچنين علايم ديگر مثل شيطنت و بازيهاي كودكانه كه به خاطر كم حوصله گي و عدم درك صحيح ما به علائم اين اختلال تعبير مي شود و اين نكته از مهم ترين نكاتي است كه باعث شك و سوء ظن ما مي شود.

شيطنت چيست:

هيچ تعريف خاصي از اين موضوع در دست نيست زيرا هر رفتاري كه مورد پسند ما نباشد و براي ما ناراحت كننده باشد به نوعي شيطنت تلقي مي گردد.

هر گاه كودكي از نرم و قواعد خارج شود شيطون لقب مي گيرد اين صفت حتي براي بزرگسالان نيز در پاره اي موارد به كار مي رود

فقط كافيست كاري  انجام بدهند كه جمع آنرا تائيد نكند، به نوعي باعث رنجش و خستگي ديگران شود آنگاه شروع مي كنيم به شماتت و نهي كردن آنان از ادامه اين كار.

تا به حال شنيده ايد يا حتي ديده ايد كه كودكي از در و ديوار بالا مي رود با يك توپ خانه را به هم       مي ريزد همه چيز را مي شكند بچه هاي ديگر را مي زند به حرف كسي گوش نمي دهد در مدرسه معلم را عاصي كرده است اينها همه جزء شيطنت او محسوب مي شود

شيطوني كردن شامل سركشي،نافرماني كردن،بد كاري دورويي و بد انديشي،پيوسته به فكر بازي و تفريح بودن و حتي ياغيگر هم مي شود.

ديدگاه ما نسبت به كودكان:

در ابتدا بايد ديد تعريف ما از فرزند چيست ؟

 فرزند عروسك دوران بازي والدين نيست كه هر طور مي خواهند آنرا بيارايند، بچرخانند و او هم چيزي نگويد تا در معرض ديد ديگران بگذارندش و پز دست پخت خود را بدهند.

تصور ما از بچه ها يك مانكن كروات زده است!! كه هميشه ساكت بنشيند و هر وقت ما مي خواهيم شعر بخواند،مسئله حل كند،كارهاي با مزه براي خوشايند ما در جمع انجام بدهد، دوباره ساكت بنشيند،با چنگال غذا بخورد،آداب را رعايت كند خلاصه الگوي كامل از نظر ما باشد.

واقعاً اينطوري فكر مي كنيد؟

بچگي خودتان را به ياد مي آوريد (آري سخت است!! ولي نه آنقدر كه هيچ چيزي يادتان نيايد!!! فقط كافيست كمي به عقب تر برگرديد !!همين مقدار كم هم كافيست!! حالا خودتان با انصاف قضاوت كنيد؟ چه دارويي يا اختلالي براي خودتان تجويز مي كنيد؟

 مشكلات كودكان:

وقتي كودكمان شيطنت مي كند، لج بازي مي كند دنبال علت آن نمي رويم وحتي فكر هم نكرده ايم چرا اين كارها را انجام مي دهند؟ بچه ها در روز چند ساعت پدر و مادر دارند؟؟

چند ساعتش واقعاً مفيد است؟

آيا خستگي اجازه مي دهد كاملاً در اختيار آنها باشيم؟

آيا مي توانيم خواسته آنها را برآورده كنيم؟

چقدر مي توانيم به تفريح آنها برسيم ؟

چقدر حوصله شنيدن حرفهايشان را داريم ؟بازي پيشكش!!!

بچه هاي ما در اين چهار ديواري آپارتمان كه به مانند زندان است چكار مي توانند بكنند!!

مي توانند مانند دوران كودكي ما آزادانه بيرون بروند؟

تراكم بچه هاي همسايه و فاميل در اين دوره هم وجود دارد؟

با چه كسي بايد بازي كنند ؟كدام هم سن سال خود را براي بروز هيجان دارند ؟

آنها نياز دارند در ميان همسالان خود تعريف كنند: از آرزوها، دوست داشتنيها،اميال،دنياي خود و حتي گاهي دروغ پردازيهايشان بگويند.(آيا ما حوصله داريم شنونده خوبي براي اين چيزها باشيم)

واي كه اگر ما جاي اين بچه ها بوديم دپرس مي شديم !!!ولي طفلكيها حتي وقتي بچگي هم مي كنند بايد قرص هاي آرام بخش مصرف كنند!!!

راههاي درمان اين اختلال:

براي درمان دانستن اين نكته ضروري است كه درمان سريعي براي اين اختلال وجود ندارد،مي بايست  ابتدا سعي كنيم اين اختلال را  در همان مقطعي كه هست كنترلش كنيم. كه اين نكته بسيار مهم است، بعد با استمرار در اين امر مي توانيم به درمان برسيم:

1- فرزندان كارهايي را انجام مي دهند كه ما انجام مي دهيم : والدين الگوي كودك خود هستند آنچه  آنها انجام مي دهند آنان نيز طوطي وار انجام مي دهند يادمان باشد براي ياد دادن كاري بايد خودمان هم انجام دهيم نه فقط صحبتش را بكنيم ما بايد از كلمه لطفاً استفاده كنيم تا آنها نيز آنرا بياموزند.

2- احساساتمان را به آنها نشان بدهيم: احوالمان را در قبال رفتارشان صادقانه بگوئيم زيرا ما آينه رفتار او هستيم بايد در نوع رفتار و گفتارمان دقت كنيم زيرا الگوي رفتاري و كاري او هستيم آنها حتي كارهاي ما را با احساسات ما ضبط مي كنند.

3- آنها را تشويق به كارهاي خوب بكنيم: در قبال پيشرفت و انجام كار خوب تشويق شوند،تشويق در قبال كار خوب حتي با جمله هاي مثبت،من به تو افتخار مي كنم كه فرزند من هستي!!!

4-برقراري ارتباط مستقيم و قوي: با او ارتباط قوي و رو در روي داشته باشيم در مقابلش قرار بگيريم،وقتي ما به فرزندمان نزديك مي شويم و از دريچه قدرت(بلند قدي،قوي بودن و...)استفاده نكنيم، بنشينيم و با او حرف بزنيم هم قد و هم كلام احساسي او شويم.

5- شنونده خوبي براي گفته هاي آنها با شيم: بگذاريم عقايدش را بگويد تا دچار نا اميدي نشوند به نوعي آنها بايد انرژي گفتاري خود را تخليه كنند در اين راه بايد حوصله و وقت بگذاريم.

6- به قولهايمان عمل كنيم: سعي كنيم قولهايي بدهيم كه از عهده انجام آنها بر بيائيم. و آنها نيز بياموزند كه به وعدهاي خود عمل كنند.

7- وسايل با ارزش را از دسترس آنها دور كنيم: به خاطر رفتارهايشان كه غالباً تكانشي و بي قانون است بايد پيش بيني كنيم و براي عدم برخورد فيزيكي با وسايل با ارزش و قيمتي آنها را دور از دسترس قرار دهيم تا با اين كار جلوي ضرر مادي و ناراحتي بعدي را بگيريم.  

8- مشخص كردن مرزها: خط كشي ها ، دايره حركتي ـ مي بايست ميزان دخالت در كارهاي فرزندانمان رامشخص كنيم و لزوم انجام آن را بسنجيم و ميزان پاسخ منفي به آنها را پائين بياوريم تا از بروز كشمكش جلو گيري شود  

9- بي توجهي به فريادهاي آنها: خواسته هاي توام با داد و فرياد او را با نه پاسخ دهيد تا متوجه شود با اين شيوه كارش پيش نمي رود و بايد قوي باشد و از راهش وارد شود و خواسته هايش را درست و منطقي عنوان كند. 

10-خواسته هايمان را آسان و راحت با فرزندان مطرح كنيم: خواسته هايمان را مشخص و ساده با آنها در ميان بگذاريم و تفكراتشان را در يك مسير مثبت قرار بدهيم و حتي المقدور از به كار بردن جملات منفي اجتناب كنيم .

11- به آنها فرصت و مسئوليت بدهيم: اجازه بدهيم در راه رشد مسئوليت رفتارش را خودش بپذيرد كمتر در اين مورد در كارش دخالت كنيم و بخواهيم به حرفهاي ما كامل گوش كند او بايد تجربه كارهاي خودش را ببيند تا خودش به نتايجي منطقي برسد

12- يكبار بگوئيد و فرصت اجرا بدهيد: انتقاد دائم منطقي نيست و باعث خسته شدن خودتان مي گردد پس ياد گيري را در قالب بازي به او بياموزيد و اهميت اين بازي را به او گوش زد كنيد

13- براي او اهميت قائل شويد تا بفهمد فرد مهمي است: با واگذار كردن كارهاي ساده منزل به وي او را در امور خانه سهيم كنيد تا او نقش خود را به عنوان يك فرد مهم در خانواده احساس كند سپردن كارهاي بي خطر منزل به آنها باعث مي شود كه:

الف) او تبديل به فردي مسئوليت پذير گردد.          ب) اعتماد به نفس در او به وجود آيد 

ج) كمك خوبي براي ما مي شود

14- بگذاريد از حقش دفاع كند: بايد در زندگي براي او موقعيتهايي را فراهم آوريم كه از حقوق خودش دفاع كند و درك كند كه جايگاهش و حد و مرز حقش كجاست.

15- كارهاي پويا ودر حال حركت به آنها بسپاريم:كارهايي به آنها بسپاريم كه دائماً در حركت باشند(مثل آوردن وسايل،پيغام بردن و...)در هنگام كار يا درس به آنها فرصت تعويض جا بدهيم و از حركت آنها خسته نشويم.

16-اجازه انجام بازي با دستانشان را به آنها بدهيم: وقتي زمان گوش كردن به صحبتها يا درس خواندن است اجازه بدهيم با دستان خود كارهايي انجام دهند(مثل بازي با مداد يا خودكار،تا كردن ورق،ضربه زدن به توپ با دست و پا و...)تا انرژي مضاعف آنها همزمان تخليه شود.

17- لبخند هديه شما به او باشد: با هر ترفندي كه مي توانيد با او شوخي كنيد(شوخي هاي ساده) سعي كنيد لبخند را به او هديه كنيد كه همين كار به ظا هر ساده باعث كاهش تنش هاي رواني و كشمكش هاي دروني وي مي شود

18- رفتارهاي درستش را تقويت كنيد:كارهاي خوبش را بزرگ نمايي كنيد و سعي كنيد به او بياموزيد كه همه چيز در سايه آرامش و منطق به دست مي آيد،رفتار هاي مناسبش را بي پاداش نگذاريد تا براي تكرار اين رفتار اهرم خوشايندي را احساس كند.

19-به او نشان بدهيد چه توقع رفتاري از او داريد: وقتي بچه ها بدانند كه والدين از آنها چه توقع رفتاري دارند و ما نيز خواسته هاي آنها را درك كنيم. وقتي آنها پيش بيني عكس العمل ما را در مقابل رفتارشان بتوانند حدس بزنند مي توانند رفتار خود را انتخاب كنند و ما نيز مطمئناً مي توانيم به آنها اعتماد كنيم.

20- شيوه رفتارتان را در مقابل بد رفتاري او تغيير دهيد و تنبيه هاي معقول در نظر بگيريد: در برابر بچه هايتان از تنبيه هايي استفاده كنيد كه به آنها بياموزد كه در برابر اعمال و رفتارشان مسئول اند بچه ها با تنبيه هاي معقول به خوب زندگي كردن تشويق مي شوند.اين تنبيه ها مي توانند شامل محدود كردن و كوتاه كردن زمان هاي بيرون بودنشان باشد. فراموش نكنيد وقتي از دستشان عصباني هستيد به هيچ عنوان آنها را
تنبيه نكنيد .

هر كاري كه مي شود انجام دهيم تاكمكي به رشد اعتماد به نفس آنان باشد، اجازه بدهيم كارهاي شخصي خود را با نظارت نا محسوس ما خودشان انجام دهند و از اين كار ها لذت ببرند و بفهمند كه در حال رشد هستند.

و اما مطلب آخر:

بيائيم قبل از هر تصميم به وظايف خود در قبال كودكانمان خوب فكر كنيم ميزان حق آنها را در قبال پدر و مادر بودنمان مشخص كنيم. ببينيم چقدر براي آنها زمان مفيد مي گذاريم آيا آنها به اندازه كافي در روز با ما هستند تا نيازي به خود نمايي بيش از حد در اندك زمان با هم بودن
نداشته باشند .

آنها را از فضاي زندان وار گونه آپارتمانها خارج كنيم تا انرژي نوجواني خود را تخليه كنند تا از در ديوار بالا نروند. محبت خود را به آنها نشان دهيم و اين كار را در حد رفع تكليف انجام ندهيم.

چقدر كودك مي شويم تا همبازي آنها باشيم بايد وقت و طاقت خرج كنيم تا اين كارها را انجام دهيم

اصلاً تا كنون فكر كرده ايم اگر نمي توانستيم چرا اقدام به فرزند دار شدن كرديم !!!

اميدوارم شما وقت كافي براي اين امر داشته باشيد چون هر چقدر در اين مقطع كم فروشي كنيم در مقطع بالاتر مي بايست بابت راه نيامدنمان بدويم آنهم به صورت تند و نفس گير !!

منابع:

-کاپلان&سادوک(جلد۲)

-راهنمای تشخیص آماری اختلالات روانی(DSM IV)

-ترجمه:آ.مهبد             http://raisingchildren.net                                                                       

موفق باشید.

 

نوشته شده توسط ح_ برومند در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389 ساعت 16:54 | لینک ثابت |

«بسمه الله الرحمن الرحيم»

(اللهم صل علي محمد و آل محمد)

يا مقلب القلوب و الابصار

اي گرداننده دلها و ديدگان

يا مدبر الليل و النهار

اي پديد آورنده روزها و شبها

يا محول الحول و الاحوال

اي تغيير دهنده سالها و حالات

حول حالنا الي احسن الحال

تغيير ده حال ما را به بهترين حالات

عید بهانه ای است تا به تمام کسانی که دوستشان داریم عرض تبریک کنیم...

دوستان و همراهان من تبریک این حقیر را پذیرا و تقصیراتش را عفو بفرمائید.

امید است در سال نو با یاری شما یاران مطالب و کارهای بهتری ارائه دهم و جبران کاستی هایم را بنمایم.

بزودی با مطلبی جالب و متفاوت پیرامون بیش فعالی در خدمت شما خواهم بود و در ادامه راه از شما دوستان یاری می خواهم تا مطالب و موضوعات خود را درخواست نموده تا در صورت توان در موردش برایتان بنویسم. 

در انتها بهروزی و خرمی روزهایتان را در زیر سایه الطاف الهی آرزو دارم

موفق باشید.

 

نوشته شده توسط ح_ برومند در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 ساعت 14:43 | لینک ثابت |

 

     ‹‹چگونه بهتر مطالعه کنیم 3››

                          

 

‹‹ چگونه بهتر كنفرانس يا سمينار بدهيم ››

ابتدا از تمامي عزيزاني كه اين مطلب را مطالعه مي كنند و به نوعي گذر زمان آنها را از دوران دانش آموزي دوركرده و به مدارج بالاتري رسانده است عذر خواهي مي كنم كه در بيشتر موارد اين مبحث از واژه دانش آموز براي مخاطبانم استفاده كرده ام (همگي تا آخر عمر به نوعي در همه زمينه ها دانش آموز محسوب مي شويم!!!) اميدوارم شما عزيزان اين موضوع را كاملاً درك كنيد.

- وقتي استاد مي خواهد از روي فهرست اسامي، فرد مورد نظر را براي كنفرانس يا سمينار انتخاب نمايد اكثر بچه ها (بويژه آنهايي كه طبق ليست جز نفرات اول محسوب مي شوند)دل توي دلشان نيست ودلهره عجيبي آنها را فرا مي گيرد، به نوعي دنبال فرار از اين امر يا آماده كردن بهانه هستند.

چرا اين حالات به وجود مي آيد؟ آيا از ترس است؟ آيا ازبي حالي و تنبلي است؟ و يا...

ببينيد اينها نيز مي توانند از دلايل اين امر باشند !!! اما خوب مي دانيم اصل ماجرا را بايد در جاي ديگري جستجو كرد!!!

تصور كنيد قرار است در مقابل 20 الي 30 نفر بايستيد و برايشان سخنراني كنيد!!! آنهم دوستاني كه تا همين چند لحظه پيش همه چيز را با هم به سخره مي گرفتيد از زمين و زمان لطيفه مي ساختيد!!!  بايد قبول كنيم كه ميزان جدي بودنمان در مقابل شوخي ها يمان بسياركم تر است!!!

- سر تا پايمان در معرض ديد دوستانمان است ، پچ پچ هايشان  كاملاً مشهود است حال در هر زمينه اي كه باشد ما آنرا به خودمان مي گيريم!!!

-  نكند در ظاهر و پوششم ايرادي وجود داشته باشد ؟ نكند در حرفهايم گاف خاصي بدهم؟ مرا مسخره ميكنند؟ و...

آري اولين اتفاقي كه برايمان مي افتد تمركزمان را از دست مي دهيم!!! نسبت به همه چيز و همه كس شكاك مي شويم !!!

وقتي هم كه يك قسمت كار از دستمان خارج مي شود به صورت خودكار تا بيائيم آن را جمع و جوركنيم قسمت هاي بعدي و به تبع آن رشته كار از دستمان در مي رود و احساس مي كنيم دنيا روي سرمان  در حال خراب شدن است!!! ضربان قلبمان تند تر مي شود دماي بدن بالا ميرود شروع    مي كنيم به عرق كردن و استرس حاكمه به ما امكان بازيابي را نمي دهد!!!

آبرويمان جلوي استاد و دوستا نمان رفته، حال بايد چكار بكنيم؟

با دوستان بجنگيم!!!آنها را به خاطر اين اتفاق شماتت كنيم؟ گناه را به گردن چه كسي بيندازيم؟ بهانه بياوريم؟(مريض بودم، مشكل خانوادگي داشتم،كسي از فاميل را در قبر دراز كنيم؟ يا...)

تمام اينها نمي تواند پاسخ خوبي براي ما باشد!!! اينها همه مكانيسم هاي دفاعي است كه ما به كار مي بريم تا شخصيتمان پا بر جا بماند وخجالت زده در مقابل نا تواني خودمان نشويم!!! 

واقعاً كسي مقصر نيست!!! مقصر اصلي خودمان هستيم كه قبل از ياد گيري مطلب كنفرانس، مديريت كلاس و مقابله با واقعيت ها را تمرين نكرده ايم!!!

پس حالا ديگر دليل تراشي  و فرار از واقعيت درست نيست چون اساتيد  بايد هر روز بابت كارهاي دانش آموزان ساعتها توجيه مي شوند و... خوب است بدانيم آنها قبل از تدريس آموزشهاي لازم جهت  برخورد با اين تنش ها را ديده اند و به نوعي در اين زمينه ها با تجربه هستند!!!

حال سعي مي كنم به شما خوانندگان عزيز و دوستان گرامي كمك كنم تا حد ممكن اين مشكلات را از پيش رو برداشته و با موفقيت از عهده اين مهم برآئيد.

* ابتدا لازم است كه بگويم 3 قسمتي كه براي شما عزيزان به رشته تحرير درآورده ام مانند حلقه هاي زنجير با هم در ارتباط هستند و براي ياد گيري هر مرحله به مراحل قبلي نياز مبرمي مي باشد فلذا قبل از خواندن اين مطلب ضروري است دو قسمت قبلي را كاملا مطالعه و تمرين نمائيد، تا با آمادگي كامل پا به اين مرحله گذاشته و آنرا بياموزيد.

* تمركزعامل جدايي ناپذير اين قسمت است ما بايد در تمامي مراحل از اين اصل غافل نشويم 

در بيشتر موارد ايجاد غرور كاذب (من كنفرانس بدهم !!! عمراً !!! كنفرانس كار بچه هاي  درس خونه، نه من...) و خجالت باعث عدم موفقيت در انجام كنفرانس مي شود!!!

همچنين اجبار درقبول كردن كنفرانس در يك زمان معين و يك موضوع از پيش مشخص شده نيز از عوامل فرار يا اجتناب از اين امر است.

همه افراد با هم يكسان نيستند!!! بعضي ها ذاتاً مدير هستند،و يا با جنبه بالا و تمركز خيلي خوب بار آمده اند.

*اين نكته هميشه يادمان باشد وقتي در جايگاه مستمع نشسته ايم هيچگاه سعي نكنيم سريع احساسات خودمان را بروز دهيم  و كلاس را     ناخواسته بهم بزنيم تا براي زماني كوتاه ديگران را بخندانيم اين كار باعث بهم خوردن تمركز سخنران مي شود و اين خاطره بد در ذهن او مي ماند تا روزي كه نوبت كنفرانس شما شود ،آنوقت است كه او با علم از كار هاي شما  سخت تر در فكر انتقام خواهد بود پس هميشه به فكر فردايمان باشيم.

براي كنفرانس دادن 2 عامل تعين كننده وجود دارد :

1ـ استاد                              2ـ كنفرانس دهنده(دانش آموز)

ـ استاد:

نقش بسيار تعين كننده اي در شكل گيري كنفرانس يا سمينار دارد ، ايشان مي بايست از ابتدا تا انتهاي كار بسيار دقيق  و مو شكافانه با موضوع برخورد كند.

وي مي بايست در انتخاب موضوع براي كار ( كنفرانس يا سمينار ) نظر و سليقه دانش آموزان را نيز مد نظر قرار داده و نزديك به خواست آنها موضوعاتي را انتخاب نمايد و ترجيحاً در صورت امكان مي بايست اجازه دهد به صورت گروهي در اين زمينه فعاليت شود،گروه هايي بين 2 تا 5 نفر (تعلق به جمع ،گروهي كار كردن باعث قبول مسئوليت و احساس وظيفه در قبال مسئوليت است كه در زندگي آينده نيزكار گشاخواهد بود)، همچنين اجازه بدهيد موضوعات را به صورت انتخابي جهت فعاليت انتخاب نمايند و با اين كار علاقه به همراه همكاري مشترك با هم پيوند خواهد خورد واين اولين جرقه جهت حركت بسوي بهتر كار كردن است. اين همان علاقه است كه در مباحث قبل مفصل در موردش صحبت شد حال مي بايست حتماً راه درست كنفرانس يا سمينار دادن را به صورت تيتر وار به آنها آموزش بدهيد تا همه در يك مسير مشخص قراربگيرند،اما اجازه بدهيم خلاقيت خود را نيز در چار چوب ارائه شده به اجرا بگذارند و به نوعي زمينه خود نمايي استعدادها را باز بگذاريم تا ميزان استرس كاهش پيدا كند (قوانين هميشه استرس زا هستند)  .

استادان گرامي مي بايست قبل از  شروع، محيط كلاس را براي فرد مورد نظر مهيا نموده و تا حد امكان تلاش نمايند تا كنفرانس دهنده خاطره بدي برايش باقي نماند. اين شرايط حتي براي دانش آموزاني كه شاهد و مستمع كنفرانس هستند نيز وجود دارد و آنها نيز از مواجهه با اين شرايط و قرار گرفتن در آن گريزان مي شوند واين همان مديريت استادان عزيز است.

اما در مرحله بعد از معلمين عزيز خواهش مي شود ميز يا تريبون خود را در اختيار كنفرانس دهنده قرار داده ودر سر جاي وي قرار بگيرد اين كار به نوبه خود چندين خاصيت مهم دارد كه تعدادي از آنها به استاتيد و ما بقي به دانش آموزان مربوط مي شود(در اين جا به مواردي كه مربوط به استاتيد مي شود مي پردازيم).

1ـ گرفتن احساس ترس يا همان استرس حضور استاد در جايگاهش

2ـ مديريت قوي تر بر كلاس

3ـ ايجاد ارتباط صميمي با كنفرانس دهنده

ـ (1) وقتي  استاد جايگاهش را واگذار مي كند و در جاي كنفرانس دهنده مي نشيند باعث ايجاد اعتماد به نفس در وجود كنفرانس دهنده مي شود و تكيه بر آن جايگاه بسياري از مشكلات را حل مي كند(در قسمت مربوط به دانش آموزان ريز تر به اين مسئله مي پردازيم)

ـ (2)  وقتي استاد در بين دانش آموزان قرار مي گيرد بالطبع كنترل بيشتري بر آنها خواهد داشت همچنين اين كار باعث خود داري دانش آموزان از بهم ريختن جوكلاس مي شود صميميت حا صله از اين كار بازدهي ديگري نيز در دراز مدت بهمراه خواهد داشت كنفرانس دهنده با وجود استاد در بين بچه ها احساس امنيت و كنترل بيشتري  خواهد كرد.

استاد نيز با دقت بيشتري مي تواند دانش آموزان خود را درك نمايد ومانند يك دانش آموز از كنفرانس دهنده سوال كند.

ـ (3) استاد با اين همكاري با كنفرانس دهنده و جايگاهي كه به وي اعطا مي كند صميميت و نهايت كمك خود را به او ابراز مي كند اين امر باعث عزت نفس و ارتقاء روحيه وي مي شود.

همچنين بودن استاد در بين دانش آموزان باعث ايجاد يك حاشيه امنيت براي كنفرانس دهنده و حمايت از وي مي باشد اين امر باعث ايجاد ارتباط صميمي بين دو نفر مي شود.

ـ كنفرانس دهنده( دانش آموزان):

در اين قسمت مي بايست موارد متعددي را مورد بررسي قرار دهيم كه در افراد مختلف يكسان نيست:

1- مواردي كه باعث عدم پذيرش كنفرانس مي شود

2- مواردي كه باعث اشتياق در قبول كنفرانس  مي شود

3- عوامل و مواردي كه بايد براي ارائه بهينه كنفرانس در تمام مراحل رعايت گردد

- (1)

الف: خجالت و ترس

اين حالت ناشي از نداشتن تجربه و قرار نگرفتن در اين شرايط مي باشد به خاطر همين هميشه دوست داريم و آرزو مي كنيم ما اولين نفر نباشيم تا حداقل تجربه ديگران را ببينيم، فكر قرار گرفتن در مقابل چشم دوستان، داشتن لهجه و يا لكنت زبان مي تواند باعث بهم خوردن تمركزمان شود، ديدن پچ پچ هاي ديگران و يا نيشخند هاي آنان كاملاً ما را بهم مي ريزد!!!

ب:استرس

اين حالت مي تواند با عث بهم خوردن تعادل فكري و عدم توانايي در ارائه و حتي عدم پذيزش مسئوليت شود همراه شدن اين امر با ترس، دماي بدن را بالا مي برد، تپش قلب را افزايش مي دهد، آدم به نفس نفس مي افتد و رشته كار كاملا ًاز دستش خارج مي شود. حالا به همه چيز مي شود فكر كرد جز اصل مطلب و تنها راه موجود پناه بردن به مكانيسم هاي دفاعي است كه مشكلي را درمان كه نمي كند هيچ بر مشكلات نيز   مي افزايد.

ج: مختلط بودن كلاس(دختر و پسر)

جلوي چشم جنس مخالف قرار گرفتن، استرس ، احتمال خراب كردن و از بين رفتن تصوير ذهني سا خته شده ما را بر باد مي دهد حال تصور كن در اين بين كسي باشد كه براي ما...

د: نداشتن هدف خاص

هميشه به دنبال فرار و پيچاندن هستيم ، دنبال كسب نمره از راههاي راحت تراز اينها مي گرديم، گاهي جرات نداشتن هم به اين موضوع اضافه مي شود حال در بعضي موارد بهانه اين است كه نمره در نظر گرفته شده براي اين كار بسيار اندك است وبه اندازه زماني كه از ما مي گيرد ارزش ندارد.

- (2)

 الف: كسب نمره جهت كمك به امتحان آخر ترم

ما از هر روشي به دنبال اين هستيم كه قبل از امتحان پاياني نمره كمكي براي خود دست و پا كنيم و از راههاي راحت اين نمرات را كسب نمائيم و چه وسيله اي بهتر از اين،از طرفي اين راه بهترين روش جهت استارت زدن براي  درس خواندن است

ب: توانايي هاي گفتاري و اطلاعاتي خود را در مقابل جمع بروز دادن

ما هميشه دنبال راهي هستيم تا به ديگران بفهمانيم چقدر خوب صحبت مي كنيم و اطلاعات بالايي داريم واين فرصت بهترين بهانه است تا خودمان را نشان دهيم البته به اين آساني ها هم نيست اما اگر كمي اراده كنيم هماني مي شود كه مي خواهيم (البته مطالعه نيز در اين راه بهترين كمك  براي ماست)

ج: عضو گروه شدن جهت انجام كارهاي تحقيقاتي و علمي

براي انجام يك كار گروهي تابع بعضي از شرايط شدن الزامي است كه پذيرش اين موارد خود ورود به گروه  را نويد مي دهد و باعث پذيرش ما در جمع مي شود كه در آينده نيز براي خوشايند خواهد بود.

-(3)

الف: قبل از كنفرانس(از زمان قبول تا روز ارائه )

1-  سعي كنيم حتي المقدور موضوعي را بپذيريم كه توانايي كسب اطلاعات در آن زمينه را داشته باشيم و همچنين بتوانيم موضوع مورد نظر را ارائه كنيم.

2- حال پس از قبول سعي كنيم اطلاعات جامعي را بدست بياوريم.                                             

تمركز بر روي موضوع، خواندن ،تمرين و ارائه كنفرانس بصورت صوري از مراحل اوليه اي است كه براي اين كار تمرينات در نظر گرفته شده  در قسمت هاي قبلي بسيار كارساز مي باشد. در ابتدامي بايست پس از قبول كنفرانس با در نظر گرفتن زمان موجود براي ارائه مطلب، برنامه ريزي دقيقي انجام دهيم و بر اساس اين برنامه زماني تمرينات خود را آغاز نمائيم و گفتار و دانسته هاي خود را آماده و قويتر كنيم و با تمرين اشكالات احتمالي خود را مرتفع سا زيم.                                                                                              

3- كسب اطلاعات حاشيه اي مرتبط با موضوع

- هميشه در اينگونه موارد بايد موضوعاتي مرتبط و نزديك به موضوع اصلي و همچنين مثالها و داستانهايي كوتاه جهت تفهيم بهتر موضوع آماده كنيم ، زماني كه جو كلاس از دست ما خارج شد     مي توانيم با سعه صدر و ارائه مسائل جذاب، جمع راآماده پيوستن به ادامه بحث كنيم.

 نبايد در اينگونه موارد بهم بريزيم و حتما فكر كنيم همه چيز همانطور كه حدس مي زديم اتفاق مي افتد.

4- مديريت در نحوه برنامه ريزي ارائه كنفرانس:

ما بايد ما نند يك مدير حرفه اي برنامه هاي در نظر گرفته شده را بر اساس شرايط و جو موجود  مبتني بر پذيرش كلاس ارائه دهيم و بدانيم از كجا بايد شروع كنيم ودر كجا با چه محدوده زماني مطلب را تمام كنيم.

ب: هنگام ارائه كنفرانس(از شروع تا انتهاي كار)

1-  مديريت زمان:  ما بايد روي مديريت زمان كار كرده باشيم و در زمان ارائه ساعت مچي مان را هميشه جلوي خودمان داشته باشيم و زمان را مديريت كنيم.

2-  مكان ارائه كنفرانس :بايد با خواهش از استاد بخواهيم تا به ما اجازه بدهد در جايگاهش  كنفرانس را ارائه كنيم .آنجا بهترين مكان براي اين كار است، چون احساس قدرت در ما ايجاد مي شود همچنين ما احساس مي كنيم جاي استاد هستيم و كلاس  تحت كنترل ماست.

3- احساس پوشانندگي و حفاظت: در پشت تريبون استاد احساس پوشانندگي به ما دست مي دهد ، ديگر نگران وضعيت ظاهري خودمان نيستيم و اينكه چگونه بايد بايستيم اين امر باعث حفاظت از بسياري موارد ظاهري مي شود كه پنهان شدن نيمي از بدن كه مشكل اصلي ما براي ايستادن  جلوي چشم ديگران است حل      مي شود، شامل خوب ايستادن، صاف بودن و ...

  وقتي جلوي ديگران قرار مي گيريم اضطراب اين كار باعث  احساس گرما و گر گرفتگي(استرس) در ما مي شود كه مي بايست با گرفتن ميز يا تريبون استاد گرماي بدن را با سرماي ميز جا بجا كنيم و تعادل را به بدن باز گردانيم اين موضوع به اين صورت است كه دست زدن به ميز يا تريبون سرد كلاس باعث انتقال انرژي هاي منفي به آن وتعادل نسبي ثمره اين فعل و انفعال است.

 3- نحوه ارائه كلامي مطلب: ما حتي بايد براي نوع گفتار هم برنامه داشته باشيم، چگونه شروع كنيم ، چگونه مطلب را ادامه دهيم ، با چه طرز بياني جو كلاس را تحت تاثير قرار دهيم ، چگونه حرف بزنيم كه كلاس خسته يا دلزده نشود يا دقت كنيم كه كلاممان براي مخاطبان زننده نباشد يعني بطور كامل مسير صحبت و نوعش را از قبل معين كرده باشيم

 4- مديريت بر كار: قبل از شروع يا در همان لحظات ابتدايي كنفرانس   مي بايست سعي كنيم مكانهائي كه موجهاي منفي صادر مي كنند را شناسايي كنيم و در همان ابتدا و  قبل از شروع كاملاً كلاس را برانداز كنيم تا در مورد گوشه گوشه كلاس شناخت بدست آوريم و تصميم خود را در مورد نحوه برخورد با كلاس يا اخطارهاي احتمالي به بعضي  را درنظر بگيريم

هميشه بايد خودمان را براي شوخي هاي احتمالي آماده كنيم و ميزان جنبه خود را تا حد امكان بالا ببريم تا زود بهم نريزيم وآمادگي كامل براي پاسخ گفتن به سوالات مخاطبان را داشته باشيم و در اين كار صبور باشيم مهمتر اينكه قبل از هر كاري يكبار خودمان شنونده صحبتهاي خودمان باشيم و سعي كنيم از خودمان اشكال بگيريم و سوال طرح كنيم تا به نوعي ميزان تمركزمان بالاتر برود.

با اين موارد استارت براي ارائه آسان تر است!!! نه؟؟؟                                                                 بايد در شروع صبر و تحمل داشته باشيم چون هميشه ابتداي كار بسيار سخت است!!!                                  

 تقسيم بندي زمان خيلي مهم است سعي كنيد هر طور شده مطالبتان را در زمان مقرر به پايان برسانيد مي بايست تمرين كرده باشيم كه رشته كار از دستمان خارج نشود و اگر شد نيز چگونه به كار باز گرديم  و از موضوع اصلي دور نشويم جو كلاس را ما بايد هدايت كنيم نه جو كلاس ما را ،ما بايد به مخاطبان بفهمانيم كه ليدر كيست!!!

همه چيز به جرات و جسارت شما بستگي دارد(اگر شما محيط را تحت كنترل و مديريت خود درنياوريد محيط شما را تحت كنترل خود در مي آورد به همين سادگي!!!

   5- مديريت بر خود

قبل از ارائه مطلب يك نفس كاملاً عميق بكشيد

يادمان باشد تُن صدا را بايد بر اساس موقعيت كلاس تنظيم كنيم ( بالا و پائين بردن تن صدا) اين كار باعث رفع حواس پرتي حاضران و زدودن خواب آلودگي احتمالي آنها مي شود!!!

بايد به موقع و صحيح از اعضا خود ، دست و چرخش سر و ميميك صورت كه براي بروز احساسات است جهت برقراري ارتباط و رساندن بهترمطلب استفاده كنيم.

حال با رعايت موارد گفته شده مي توان تا انتهاي كنفرانس با قدرت و مديريت بالا كار را به پايان رساند و از ارائه كار خود لذت برد!!!

دوستان من همه ما بالقوه مديران خوبي هستيم مگر آنكه خودمان نخواهيم و قدر اين استعداد خود را ندانيم!!!

هميشه به لحظه اي فكر كنيد كه تمام كلاس براي شما به خاطر ارائه بي نظيرتان دست مي زنند!!!

در انتها از شما عزيزان كه با سعه صدر  تاخير به وجود آمده در ارائه مطالبم را تحمل كرديد تشكر و عذرخواهي مي كنم اميدوارم بتوانم با شنيدن نقطه نظرات شما عزيزان موضوعات و مطلب جديدي را براي شما ارائه كنم .

همچنين در پايان جا دارد از آقاي  م- برزگر  وخانم  ر- سعيدي  بابت زحمت نقاشي اول مطلبم تشكر كنم و در راه رسيدن به اهدافشان برايشان آرزوي موفقيت داشته باشم.

                                                                                                                                                                                                                          پايان 

 

نوشته شده توسط ح_ برومند در جمعه بیست و پنجم دی 1388 ساعت 16:20 | لینک ثابت |

                                             

                      

                                   (چگونه بهتر مطالعه كنيم)

دوستان و خوانندگان عزيز با تشكر فراوان از محبتهاي  شما عزيزان كه در قالب نظرات و پيشنهادات در اختيار بنده قرار داده ايد، همه اينها چراغي در فرا روي كارهايم براي بهتر و دقيق تر نوشتن مطالبم گرديد اميدوارم با مطالبي كه برايتان به رشته تحرير در مي آورم ذره اي از  محبتهاي شما عزيزان را جبران نموده باشم.

 باز هم بابت تاخير در به روز كردن وبلاگم  از همه شما دوستان عزيز عذر خواهي مي كنم و شرمنده پيگيري هايتان شدم!!

                         2ـ چگونه بهتر و راحت تر درس بخوانيم:     

ابتدا مواردي كه باعث درس نخواندن مي شود را به اختصار مرور مي كنيم و بعد به مبحث اصلي خود(چگونه بهتر و راحت تر درس بخوانيم) باز مي گرديم:

1ـ حواس پرتي و به دنبال آن پائين آمدن دقت.(بخش اول مطلب،چگونه بهتر مطالعه كنيم 1)

2ـ كار امروز را به فردا واگذار كردن(اهمال كاري و پشت گوش انداختن)

3ـ  انتخاب محيطي نا مناسب با خلق و خوي ياد گيري مان وانتخاب غلط زمان درس خواندن.

4ـ  عدم علاقه به درس خواندن  و بدنبال آن استفاده از جملات منفي در اين زمينه كه باعث شكل گيري تفكر درس گريزي در ذهن ما ميشود (هر چه بخوري مزه همان را متوجه مي شوي)

5ـ تغذيه نامناسب براي روح و جسم قبل از مطالعه

6ـ بروز  تنش هاي خلقي و روحي

7ـ برنامه ريزي نامناسب و نحوه غلط درس خواندن و اصرار بر اشتباه به علت هاي مختلف

ـ هميشه علاقه در اثر شناخت خوب به وجود مي آيد، وقتي ما بر موضوعي اشراف كامل و شناخت داشته باشيم به آن علاقه مند مي شويم(وقتي قانون يك بازي  ورزشي را بلد هستيم به آن علاقه مند مي شويم و پيگير آن هستيم،يا اگر سريالي را از ابتداي آن تماشا نكرده باشيم وقتي در اواسط پخشش بيننده آن مي شويم علاقه اي به دنبال كردن ادامه اش نداريم)

پس شناخت اوليه يكي از اركان بوجود آمدن علاقه است،حال براي علاقمند شدن به يك مطلب يا مبحث بهتر آن است كه ابتدا بدانيم موضوع آن حول چه محوري مي چرخد؟ بر چه نكاتي تكيه دارد؟ سبك وسياق آن چيست؟؟ ما چگونه مي خواهيم با آن ارتباط بر قرار كنيم و آن را بيا موزيم!!!به نوعي اين كارها قانون و روش مطالعه است.

ـ بايد سعي كنيم مطالب را به زبان خودمان ساده و بي آلايش ويرايش كنيم(تا بهتر آنرا درك كنيم)

هيجان +علاقه +تمركز و مطالعه = ورود مطالب به حافظه و باقي ماندن آنها

مطالب هيجاني بهتر و با دوام تر در ذهن رمز گرداني و به حافظه منتقل مي شود.

شوخي كردن  با مسائل و به صورت خنده دار با آنها برخورد كردن پايداري آنرا در ذهن بيشتر مي گرداند

اگر از شما در مورد يك فيلم يا داستان كمدي (مضحك)كه براي چندين سال قبل هم باشد سوال شود  شما آنرا به راحتي به خاطر مي آوريد حتي با جزئياتش!!!!ولي يك كتاب ،نوشته يا فرمول علمي را سخت به ياد مي آوريد اين به خاطر عدم بار هيجاني و جذابيت در آن است و به همين دليل خوب در مغز جا ريزي نمي شود

سعي كنيد براي مسائل و درسهاي خود مثال و نمونه هاي مهيج و خنده دار پيدا كنيد و آن را به مطلب اصلي متصل كنيد كه باعث يادآوري و به خاطر سپاري آسان آن مي شود اين موضوع  علاقه شما را به درس زياد و به دنبال آن به خاطر سپاري شما را تقويت مي گرداند.

ببينيد خوب مي دانم در هر مسير دشواري و سختي  موجود است، اما اينها نبايد باعث دلسردي ،افسردگي و نا اميدي شود چون خيلي زود تمركز و دقت خود را از دست مي دهيم ما بايد دست از  تلاش بر نداريم حتي اگر شكست هم خورديم مهم نيست چون ما تمام تلاش خود را كرده ايم.

تمرينات تمركز در قسمت اول (تمركز بيشتر ،ياد گيري بهتر )را به خاطر مي آوريد آن تمرينات نيز اگر با تلاش ،پيگيري و علاقه نباشد شما را خسته مي كند و برايتان مشكل درست مي كند ولي اگر كم كم،با برنامه و ساده جلو برويم برايتان  شيرين مي شود و كم كم با بار هيجاني و تاثيرش برايتان ايجاد علاقه و در آخر نيز لذت بخش مي شود چون تمام دشواري ها به نوعي هموار گرديده است.

هيچ وقت از ابتداي درس خواندن به حجم كتاب توجه نكنيد و كتاب را ورق نزنيد تا حجم آنرا ارزيابي كنيد بيشتر سعي كنيد به همان قسمتي كه براي خواندن بر اساس زمانبندي در نظر گرفته ايد توجه كنيد و حجم كتاب را همانقدر ببينيد،بيشتر به لذت پايان يافتن درس طبق برنامه  و ياد گيري آن فكر كنيد،هميشه سعي كنيد هر روز به برنامه همان روز توجه كنيد و به كليت موضوع توجه نكنيد، شما بايد فقط برنامه همان روز را اجرا كنيد و سعي كنيد تا موفق شويد (پس لازم نيست كتاب را ورق بزنيد و حرص بخوريد كه آيا موفق مي شوم اين كتاب را طبق اين برنامه تمام كنم!!)شما توانسته ايد بر اساس برنامه امروز موفق باشيد. پس مي توانيد فردا هم موفق شويد همين!!!

هدف خود را تعين كنيد يعني بدانيد هدفتان چيست(براي چه چيزي درس مي خوانم و چقدر بايد بخوانم تا به چه چیزی برسم) اين كار تمركز ما را بالا مي برد و ميزان حواس پرتي را كاهش ميدهد.

اين را بدانيد كه هدف نبايد دست نيافتني و دور  باشد، هدف بايد واضح و دقيق باشد بايد دسترسي به آن منطقي باشد.

همچنين هدف خود را تمام كردن كتاب يا درس قرار ندهيد بلكه هدف خود را دريافتن سوالات ذهن خود و فهميدن مطالب قرار دهيد. بيشتر به سوالات ذهني خود پاسخ دهيد. از كتاب براي خود سوالاتي استخراج و هدف را يافتن پاسخ آن قرار دهيد.

مثلا: چرا و چگونه سلسله قاجاريه روي كار آمد و از صفحه قدرت محو گرديد؟

فهم و درك معني واقعي سوالات و درس ميزان حواس پرتي را كاهش مي دهد و باعث رفع آن مي شود. (راستی میدانید حداقل 50%جواب  درسوالات نهفته است!!!امتحان کنید!!سوال را خوب بخوانید و حلاجی کنید!!!)

روشهاي خوب مطالعه كردن :

ـ تند خواني : يكي از راههاي بزرگ  تمركزو كاهش حواس پرتي است البته نه طوطی وار خواندن بلکه تند خواندن يعني سرعت خواندن را بالا بردن در اين حالت ما مجبوريم براي سرعتي كه به كار گرفته ایم بيشتر حواس خود را جمع كنيم.

ـ مطالعه اوليه : يعني قبل از شروع به درس خواندن یا حضور در سر کلاس در مورد آن مطلب اطلاعات جانبي کسب كنيم و به نوعي حس كنجكاوي خود را تحريك كنيم. ذهن كنجكاو تشنه حل مسائل مي شود و دقت را بالا مي برد و به دنبال آن میزان فهم بالا مي رود.

ـ سوال كردن : ذهن خود را قبل از مطالعه و درس خواندن همانطور كه قبلآ هم گفتم با سوالات آماده و هدف دار كنيد.همچنین در موقع درس خواندن یا شنیدن سعی کنید ذهن خود را پویا کنید وسوال طرح کنید و پاسخش را حتمآ بیابید و یابگیرید(اما از اصل مطلب دور نشوید)

ـ نوشتن : چقدر جالب است هميشه در حال درس خواندن يا سر كلاس ورق و كاغذ همراه داشته باشيم. اين دو ابزار در يادگيري نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند و نکته برداریهمیشه باعث پویایی ذهن می شود.

 

يادداشت برداري يا نوشتن باعث و بوجود آمدن موارد زير مي شود:

·       ايجاد فضاي خالي در ذهن(خالي كردن فضا هايي از ذهن با نوشتن و آماده شدن جهت پر نمودن فضا هاي بوجود آمده)

·       تحريك حافظه(تحريك و كنجكاو نمودن ذهن به واسطه ياداشت برداري و بوجود آمدن انواع سوالات جهت پيدا كردن پاسخهاي آن)

· از بين رفتن وسواس ذهني(وقتي مطلب جديدي را فرا مي گيريم ذهن خودكار وسواس پيدا مي كند مطالب قبلي را فراموش نكند و همچنين چون خودمان نكته ها رامی نویسیم دیگر ایراد و وسواس به آن وارد  نمي كنيم،چون به نوعی به زبان خودمان می نویسیم)

· تاكيد بر درك و فهم مطلب(ما وقتي چيزي را مي بينيم و مي شنويم با نوشتن آن يك مرور دوباره روي انجام مي دهيم و همچنين با تاكيد بر روي نکته های سخت باعث مي شويم ذهنمان تسهیل آن مطلب باشد.)

· تداعي نوشته ها(وقت خواندن نوشته ها برای ما دوباره تداعی می شود)

كه اين آخري در پي خواندن، سوال كردن و نوشتن حادث مي شود.

خوب مرور كردن – تند خواندن – سوال كردن – نوشتن موارد مهم در نهايت تداعي آنچه نكته برداري شده است را در بر دارد!!!

حال در اين بين حواس پرتي هميشه با ما همراه است ما مي توانيم آنرا كاهش دهيم اما نمي توانيم آنرا از بين ببريم خیلی از موارد آنرا كاهش مي دهد كه به پاره اي از آن مي پردازيم.

 

 

مكانهاي درس خواندن ( كه بسته به خلق و خوي و نوع يادگيري افراد متفاوت است) :

 * سكوت

* مطالعه در پارك و فضاي سبز

*مطالعه به همراه موسيقي

* مطالعه در حال حركت و قدم زدن، نشستن و دراز كشيدن

*مطالعه با صداي بلند

*مطالعه به صورت كنفرانس صوری

(ما بايد خوب بفهميم كه بهترین راه برای يادگيري مان چگونه است و چگونه می توانیم راحت تر مطالعه كنيم بايد آنرا بيابيم).

نقش زمان:

زمان نقش قابل انكاري در يادگيري دارد قبل از بحث زمان به يك نكته اشاره مي كنم و آن مغز انسان است كه فرمانده غيرقابل انكار بدن است پس بايد اين فرمانده را خوب بشناسیم و درک کنیم تا بتوانیم دقيق از آن بهره برداري كنیم وبه خا طر بسپاریم. ما بايد بفهميم چه تغذيه اي مناسب و چه لحظه هايي اين فرمانده  میزان پذيرنده گیش بیشتراست

تغذيه هاي مهم براي مغز آب، اكسيژن، قند است اگر اين 3 به ميزان لازم و در وقت خوب مصرف شود بهترين میزان آمادگي را براي ذهن فراهم مي كند ساعاتي كه مغز فعاليتهاي روزمره اش را انجام داده و فقط مشغول فعاليتهاي عادي  روزمره خود است و دغدغه اي ديگر  مثل خواب، هضم غذا، گرسنگي يا تشنگي را ندارد این زمانمغز انسانبیشترین میزان پذیرندگی را برای فرا گیری دارد( بهترين ساعات براي مطالعه و درس خواندن دست كم يك ساعت بعد از غذا خوردن است)

بهترین ساعات برای مطالعه 8 الي 11 صبح15:30 الي18:30 بعدازظهر و20:30 الي22:30 شب است.

ما بايد سعي كنيم خود را به مطالعه كردن در زمانهاي خاص و مناسب شرطي كنيم. ببينيد اگر بدن به ساعات مشخصي براي مطالعه عادت كند خودكار در آن ساعات عطش ورزي به يادگيري را نشان مي دهد.

 

ببينيد تمركز فقط ريلكس شدن و بالا بردن دقت نيست. ما بايد يادمان باشد براي انجام هر كاري قبل از آن بايد گارد آنرا بگيريم تا آمادگي آنرا پيدا كنيم ( ما اگر مي خواهيم فوتبال بازي كنيم بايد از قبل در جلسه توجيهي  تیم و تمرينات گروهی شركت كنيم تا برای بازی آماده شویم)

هيجانهاي عصبي، ترس، خشم، اضطراب، كينه و ناراحتي به ميزان قابل توجهي دقت و تمركز را پائين مي آورد، وقتي هيجاني مي شويد سعي كنيد نيم ساعت بعد از آن به مطالعه بپردازيد چون بدن تحت تاثير آن هيجان است و نمي تواند بر روي مسئله خاص زوم كند ( بعد از ورزش سنگين اصلا درس نخوانيد اول استراحت و ریلکس شدن لازم است)

همچنين خستگي و بي خوابي نیز تمركز را به شدت كاهش مي دهد.

از خود انتظار بي جا و بزرگ نداشته باشيد چون نمي توانيد انجام دهيد و سرخورده مي شويد.

اگر كاري داريم كه برایمان اولويت دارد و باعث حواس پرتي ما ميشود ابتدا بهتر است آن را انجام دهيم  تا فكرمان از بند آن رها شود و حواس مان جمع شود بعد از آن  وقتي حواسمان جمع شد مطالعه را انجام دهيم در غير اينصورت  میزان دقت ما پايين است و مطالعه غیر ممکن.

وقتي اضطراب داشته باشيم  نمي توانيم درست درس بخوانيم  و در این صورت درس هايمان انباشته مي شود براي شب امتحان، ضرب الاجل و فشار وارده باعث عصبي شدن ما می شود.

ما بايد برای خودمان تصوير ذهني مثبتي ایجاد کنیم و با گفتن جملات مثبت تصوير ذهنی مثبت را خلق کنیم و تاكيد بر آن باعث به عينيت پيوستن تصاوير مثبت ذهن شویم( بايد منفي حرف نزنيم)

ـ تكنيكهاي بودن در سر كلاس:

* همراه شدن با معلم و حركت كردن با او، بايد خوب بشنويم، اجازه ندهيم حواسمان پرت شود، اگر متوجه درس نشديم شجاعانه از معلم بخواهيم گفته هايش را تكرار كند و از اين كار خجالت نكشيم و از گفتن نهراسيم، شهامت خود را با اين كارها بالا ببريم.

* شنونده اي فعال باشيم: حتما خوب بشنويم و دقيق يادداشت برداري كنيم؛

بهترين شيوه يادداشت برداري :

الف : نكات مهم را يادداشت كنيم ( سرفصل ها )

ب : سوالاتي كه در ذهن داريم يادداشت كنيم.

ج : مواردي كه باعث حواس پرتي ما مي شود را يادداشت كنيم تا سعي كنيم آنها را برطرف كنيم.

د : سعي كنيم هر چقدر  كه ممكن است در كلاس جلوتر بنشينيم تا بيشتر احساس در كلاس بودن را بكنيم.

ـ تعين هدف:

* چرا به كلاس مي رويم؟!!!

* هدفمان از مدرسه رفتن چيست؟!!!

* آيا بخاطر ترس از غيبت خوردن و به دنبال آن مطلع شدن والدين مان است؟

* آيا براي خنديدن و جمع شدن دوستان دور همديگر است؟

* آيا جهت چرت زدن و استراحت كردن به مدرسه ميرويم؟

* شايد هم براي يادگيري و فهم مطالب بيشتر؟

 

ـ تمريني براي پرورش حواس:

حس شنوايي:

خوب شنيدن در يادگيري بسيار مهم است و يكي از اركان تاثيرگذار در فهم آموختني هاست،براي خوب شنيدن بهتر است بهتر است آستانه تحريكمان را تا آنجا كه ممكن است پائين بياوريم و عادت كنيم كوچكترين صداها را نيز بشنويم،اين تمرين را با صداي تلوزيون مي توان تمرين كرد سعي كنيد هر چند ساعت يكبار صداي تلویزيون را كم و كمتر كنيم وسعي كنيم به آن عادت كنيم و اين كار را تا آنجايي تكرار كنيم كه  واقعا شنيدن صفر است اما هر چقدر سعي خود را انجام دهيم  آستانه تحريك حس شنوايي ما پائين مي آيد و قدرت درك و دقت ما بالا تر مي رود.

حس بويايي :

بويايي نيز آستانه تحريك دارد  و جهت درك بوها سعي كنيم از منبع توليد بو دور شويم و سعي كنيم آنرا استشمام كنيم و تشخيص بدهيم به اين ترتيب آستانه بويايي را تا حد ممكن تقويت كنيم و تقويت نماييم.

حس چشايي :

 سعي كنيم غذايمان را زياد شور يا شيرين مصرف نكنيم و اجازه بدهيم مزه را درك كنيم و با افزودن زياد ادويه جات حس جشايي خود را شرطي نكنيم بلكه اجازه بدهيم سعي كند مزه را با پردازش تشخيص دهد.

حس بسوايي :

 آيا سعي مي كنيم احساس خود را بالا ببريم همين الان مي توانيد بگوييد كدام قسمت پاهاي شما با شلوارتان درگير نيست يا پيراهن شما در كدام قسمت ها به بدنتان چسبيده است ما بايد تمركز خود را بالا ببريم تا حس بسوايي ( لامسه ) خود را دقيق تر كنيم تا بهتر لمس كنيم يادمان باشد لمس كردن تنها با انگشتان نيست!!!

و اين نوع درك . . . آستانه خوبي از بسوايي است.

حس بينايي :

در اين حس كاري به آستانه نداريم و تنها بايد سعي كنيم بهتر و دقيق تر ببينيم ما بايد سعي كنيم به سوي اشياء يا تصاوير زوم كرده و جزئيات آن را به چشم ببينيم و اجزاء آنرا پردازش ديداري كنيم در اين حس تنها دقيق تر شدن بهترين شيوه براي تقويت است.

ـ حسادت والدين به معلم:

اين احساس به خاطر وابستگي تدريجي است كه دانش آموزان نسبت به معلمين خود پيدا مي كند  احساسي در آنها شكل مي گيرد كه معلم را بهترين فرد روي زمين مي بينند(البته تقريبا حق با كودكان است چون آنها با معلمين خود زندگي نمي كنند و نمي دانند آنها نيز همانند والدين  خودشان هستند وتنها تفاوت  شان با هم بر سر شغل و ... است و آنها نيز بي حوصله ميشوند وبا كودكان خودشان همانطور رفتار مي كنند كه والدين آنها رفتار مي كنند و شايد هم بدتر،آنها به واسطه شغل خود كودكانشان را تنها مي گذارند!!!جالب است اگر از فرزندان آنها نيز سوال شود معلمان خود را بهترين معرفي مي كنند!!!!!!!)واين نكته اي است كه در پاره اي از موارد باعث دوري والدين از معلمين فرزندانشان مي شود و شايد هم گرفتن نوعي گارد در مقابل آنها و نتيجه افت تحصيلي فرزند!!!

در آخر به اين جمع بندي مي رسيم  كه بايد با كاهش موارد بالا برنده حواس پرتي ضمن ايجاد دقت،انگيزه و شناخت سعي در پيدا كردن بهترين راه حل و روش مطالعه باشيم (متناسب با خلق وخوي خودمان) تا با تغذيه عالي در محيط و زمان مناسب بتوانيم تكنيكهاي  خوب درس خواندن خود را به اجرا گذاشته و از نتيجه حاصله بهترين لذت را ببريم.

همچنین مي بايست در انتها از نقاش عزيز خانم(ر ـ سعيدي) كه زحمت ترسیم نقاشی ابتدای اين متن را تقبل نموده است تشكر كنم و براي وی در راه رسیدن به هدفشان آرزوي موفقيت كنم.

                                                تا قسمت سوم این مطلب

                                                        موفق باشید

نوشته شده توسط ح_ برومند در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 17:6 | لینک ثابت |

 

                                 

                                               

                                                  « چگونه بهتر مطالعه كنيم »                           

 

دوستان وخوانندگان عزیز با عرض پوزش از همه شما به علت اینکه کمی دیر مطلب جدیدم را برایتان آماده نموده ام!!!!

 مطلب جدید تقریبآخواسته و سوال اکثر شما عزیزان بوده ومشکلاتی را در آن حلاجی نموده ام که مشکل اکثر ما هاست(خود من که زیاد با آن در گیر بوده ام)نوشتن و ویرایش این مطلب وقت زیادی را از من گرفت البته مشکلات و مشغله کاری و...نیز در این تاخیر دخیل بود،ولي در هر صورت شما عزيزان مرا عفو بفرمائيد.

(پیشاپیش از همه عزیزان و دوستانی که مرا در امر آماده سازی مطالبم(همفكري،تایپ،ويرايش و...) یاری می کنند صمیمانه سپاس گذارم)

به علت حجم زياد مطلب جدید و درخواست شما عزيزان مبني بر اينكه مطالبم سنگين و طولانيست آنرا در ۳ قسمت خدمتتان عرضه مي كنم.اين مهم به احترام شما دوستان انجام مي گردد و اميد است با نظرات سازنده خود در راه نوشتن مطالب جديد ياري ام كنيد.

مطلب جديد در ۳قسمت ذيل ارائه مي گردد:

۱ـ تمركز بيشتر،يادگيري بهتر

۲ـ چگونه بهتر و راحت تر درس بخوانيم

۳ـراههاي بهتر كنفرانس و سمينار دادن

                          

                                         « ۱ـ تمركز بيشتر،يادگيري بهتر »  

 

خسته شدم !!!

چقدر درس بخونم...!!! هر چي بيشتر مي خونم كمتر مي فهمم !!!

اين صفحه رو تا حالا 5 بار خوندم هيچي ازش تو ذهنم باقي نمونده !!!

آخه چيكار كنم !!! چرا اينطوري شدم !!!همش حواسم پرت می شه....!!!!!

تا حالا براي شما هم پيش آمده است كه وقتي شروع مي كنيد به مطالعه مطلبي،در حین خواندن چشمانتان روی خطوط حرکت می کند ولي حواستان جاي ديگري است و وقتي صفحه یا پاراگراف تمام مي شود به یکباره متوجه مي شويد چيزي از آنرا نفهميده ايد و فقط چشمانتان از روی عادت روی کلمات حرکت کرده، اين اتفاق ممكن است بارها و با شدت بالا و پايين براي شما اتفاق بيفتد اين موضوع شما را بسيار خسته و كسل مي كند و وقت زيادي از شما مي گيرد و كم كم ميل به مطالعه در شما كم ميشود،اما مشكلي نيست تنها دليل اين موضوع بالا رفتن ميزان حواس پرتي ( مشغوليات ذهني)شماست كه متقابلآ باعث پايين آمدن دقت مي شود اين رابطه مثل دو كفه ترازو است هر چقدر ميزان حواس پرتي بالا برود كفه دقت و توجه پايين مي آيد و عكس آن نيز صادق است.

 

 

                 حواس پرتي  (بالا)                             دقت و توجه (پائين)

 يادآوري اين نكته بسيار ضرور ي است كه تمر كز حواس يك مهارت بي چون و چراست كه نياز به فراگيري تكنيك ها و تمرين مستمر دارد.

لرد بايرون در اين باره مي گويد:

براي پيشرفت و موفقيت 3 كار لازم است:اول:پشتكار،دوم:پشتكار،سوم:پشتكار

 حالا بايد براي دقت بهتر، تمركز خود را جمع كنيم. ممكن است در اين راستا حتي شكست هم بخوريم يعني بازهم به نوعي حواسمان پرت شود اما تلاش مجدد و چند باره بعد از شكست در تمركز مي تواند تمركز را به همراه بياورد و ميزان موفقيت مان بالا برود.

 حال در اين راستا براي اينكه حواسمان پرت نشود چند كار و شيوه بسيار مهم را بايد مدنظر قرار دهيم.

يادم مي آيد چند سال قبل در كلاسهاي حافظه برتر استاد سيدا شركت مي كردم يكي از  نكته هاي مهمي كه از جلسات كلاسهاي او به بخاطر مي آورم اين بود كه براي به خاطر سپردن بهتر مطالب و نكات بايد 3 نكته مهم را مدنظر قرار داد.

۱ـ برقراري ارتباط بين مطالب

۲ـ تحرك بخشيدن به مطالب

۳ـ مضحك نمودن مطالب

تصور كنيد چرا شما هيچگاه رمــانهايي كه مي خوانيد يا فيلمهايي كه ديده ايد تا مدتها فراموش نمي كنيد!!!مخصوصآفيلمهاي كمدي،داستانهاي مضحك يا سريالهاي خانوادگي!!! آنها به اين خاطر هميشه در ذهن شما باقي مي مانند كه ارتباط معني دار و خوبي بين مفاهيم و مطالب وجود دارد و هميشه تحرك در آنها ديده مي شود به نوعي متحرك و پويا هستند،در ارتباط آنها خنده و شوخي و مضحك بودن موج مي زند يا به نوعي مورد علاقه شما هستند و شما با علاقه آنرا مطالعه مي كنيد يا شما نياز به آن را كاملا فهميده ايد. هر چقدر علاقه بيشتر شود ميزان نياز بالا مي رود و حس خواستن افزايش مي يابد لذا تمركز بيشتر مي شود و در اين جا براي فهم بهتر بعد از خواندن با مرور ذهني بيشتر مطالب خوانده شده حاصل و به خاطر سپاري آسانتر و راحت تر ميشود و متقابلا يادآوري سريعتر مي شود.

 علاقه بيشتر ... تمركز بيشتر ... مرور ذهني بيشتر ... به خاطر سپاري بهتر ... يادآوري سريعتر !!! اين فرمول بهتر درس خواندن است.

در اينجا ذكر يك رابطه نيز ضروري است !!!

علاقه + علاقه + علاقه = موفقيت + موفقيت + موفقيت

هر جا علاقه است موفقيت و پيشرفت هم بيشتر است.

تا حالا شده است داستاني را كه در دوران كودكي  شنيده ايد فراموش كنيد!!! آره درست گفتيد خير،چون با علاقه آنها را بخاطر سپرده ايد و با علاقه آنرا يادآوري مي كنيد !!!

  تمرين:

زمان مشخصي را انتخاب كنيد هر زماني كه دوست داريد و براي شما راحت تر است.

به عنوان مثال ساعت 6 بعدازظهر، از امروز هر روز ساعت 6 بعدازظهر ده دقيقه به مدت يك ماه تمام به يك مورد خاص فكر كنيد توجه داشته باشيد كه دست كم بايد چهار الي پنج شب متوالي به يك تصوير ثابت فكر كنيد تصويري كه مورد علاقه شما باشد. تصوير را زماني عوض كنيد كه احساس مي كنيد  تصوير ديگر براي شما هيچ انگيزه ايجاد نمي كند و برايتان تكراري شده است.

تلاش كنيد تا فكرتان منحرف نشود به همان روشي كه گفتيم، به محض انحراف ذهني از موضوع اصلي مجددآ به آن باز گرديد. به مرور مي بينيد كه رفته رفته ميزان انحرافهاي ذهني شما كاهش مي يابد. بطوري كه در روز بيستم حتي كمتر از پنج بار در طول ده دقيقه فكرتان منحرف مي شود. فراموش نكنيد كه استمرار يك ماهه در اين تمرين بسيار حائز اهميت است و نكته ديگر اينكه حتما به موضوعي كه مورد علاقه خودتان است فكر كنيد بويژه در روزهاي اول. به هيچ عنوان با چشم بسته تمرين نكنيد چون ديدن يك تصوير عيني و ملموس، بسيار ساده تر از تماشاي يك تصوير ذهني است. مثلا يك شاخه گل جلوي خود بگذاريد و دقيقا به آن نگاه كنيد و به آن فكر كنيد. هر بار كه كه متوجه شديد به اصطلاح بهتتان برده و فكرتان منحرف شده، دوباره تمركز كرده و توجه خود را به شاخه گل معطوف كنيد تا زماني كه ده دقيقه تمام شود.

پس از ديدن اشياء با چشم باز و احساس مهارت در اين تمرين، همان جسم يا يك شئی يگر را در ذهن خود تصور کنید و به آن فکر کنید.در جایی آسوده بنشينید چشمان خود را ببندید و به تصویر ذهني خود توجه كنيد هر بار كه ذهنتان فرار مي كند و به تصويرها و افكار ديگر متمايل مي شود با تلاشي ساده و آرام به تصوير ذهني خود برگرديد.(مدت زمان این تمرین می تواند کمتر از ۲ هفته باشد)

مرحله بعد پس از توفيق در ۲مرحله قبل،اين است كه این بار به اسامي معني دار توجه كنيد مثل محبت، فداكاري، خشم، شادي، هيجان و ...

چون اسمهاي معني تصوير عيني ندارند، بهتر آن است كه آنها را در وجود يك شخص مورد علاقه ببينيد. مثلا شادي و هيجان را در چهره دوست صميمي خود و يا فداكاري و محبت را در چهره مادر يا پرستاري كه شب هنگام بر بالين كودكي بيمار ايستاده است و از او مراقبت مي كند ببينيد.

تمركز پيدا كردن بر اساس اسامی معني دار ، قدرت تمركز فكر شما را بسيار بالا مي برد،به شرط آنكه در مراحل اول و دوم تمرين مهارت خوبی كسب كرده باشيد.

در روزهاي آخر شما مي توانيد به مفاهيم گسترده تر و عميق تري كه مفاهیم و افکار دنباله داري را شامل مي شود فكر كنيد. البته به صورت منظم و منسجم. مثلا جنگ كه شامل ابتدا: حمله دشمن بعد خشم افراد، تشكيل واحد های نظامي،حمله به دشمن، تيراندازي کردن، جنگ تن به تن و سپس غلبه و پيروزي است.

 در این بین با درست کردن یک جدول تعداد خطا های خود را تیک مارک بزنید تا ببینید تا روز آخر چه پیشرفتی داشته اید!!!اما یادتان باشد تا روز آخر از نوسان خطاهای خود دلسرد نشوید!!چون حواس پرتی شما بستگی به محیط کار و زندگی، برخوردهای اجتماعی و همچنین تغذیه مناسب شما دارد.

یادتان باشد همچنان باید به این شعار پایبند باشید:پشتکار،پشتكار،پشتكار و فکر نکنید می توانید زودتر از موعد تعین شده در این تمرینات موفق باشید!!

وقتی مریض می شویم و نزد پزشک می رویم وی بر اساس یک نرم(Norm) خاص جهت بهبودی کامل نسخه تجویز می کند اما بعد از ۳الی۴ روز مصرف دارو با حداقل بهبودی مصرف دارو را خودسرانه ترک می کنیم و اعلام سلامتی می کنیم !!!جالب است دقیقآ اندک زمانی بعد دچار همان بیماری می شویم  (باعرض پوزش از دوستان پزشک)و می گوییم اینها هم که طبابت بلد نیستند!!!فقط بلد هستند....!!

اما اشتباه بزرگ از ماست چون سیکل مصرف کامل دارو باعث خروج کامل بیماری از بدن ما می شود و اشتباه ما باعث باقی ماندن بیماری به صورت بالقوه در بدن ما می شود!!

حافظه نیز همینطور است باید دقیق و طبق برنامه بارور شود و به دقت وتمرکز عادت کند و این تمرین مستمر ادامه یابد البته نه به صورت تمرین کردنهای قبلی بلکه به صورت مرور و خواندنها و تمرکز کردن بر روی آن.

راههای متنوع دیگری نیز برای تمرین کردن جهت بالا بردن تمرکز موجود است که به علت گستردگی و نزدیک بودن عملیات آنها به هم وهمچنین نیاز به راهنما وتخصصی بودن از توضیح آن خودداری می کنم و فقط تیتر وار آنها را نام می برم.البته یادمان باشد این تمرین که برایتان شرح دادم فوق العاده ساده و  بسیار کاربردی و خوب و دقیق است البته باید واقعآ علاقه،پشتكار و دقت براي اين كار هزينه شود تا موفقيت حاصل گردد.

ما مي توانيم  به شرطي كه واقعآ بخواهيم حتي براي فكر كردن به انجام دادن يا ندادن اين تمرينات،يا هر كاري يا حتي همين صحبت كردنمان بايد تمركز كنيم تا موفق شويم پس دوستان تمركز لازمه زندگي كردن ماست.

۱ـ پرورش دقت و حواس پنج گانه

۲ـ مراقبه و مانترا

۳ـ تمركز بر نقطه،دواير و شعله

۴ـ تمرين پرش آگاهانه فكر

۵ـ Relaxation يا آرامش بخشيدن به روح و جسم

۶ـ افزايش تمركز با استفاده از تمرينات يوگا

۷ـ تمركز از راه ذكر و عرفان

بيايد كمي بر روي اين گفته ها تمر كز كنيم و ببينيم واقعآ اين دوست شما راست مي گويد؟!!

                                                      تا قسمت دوم اين مطلب

                                                           موفق باشيد.

نوشته شده توسط ح_ برومند در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 14:0 | لینک ثابت |

                                          

مامان من چطوري تو شكم تو بودم.!!! 

من چه جوري به دنيا آمده ام ...!!!!

چرا من با ... فرق دارم ...!!!!!

چرا پسرا چادر سرشون نمي كنند ...!!!!

مامان ازدواج يعني چی ...!!!!!

من نمی خوام تو اتاق خودم بخوابم !!! مي ترسم ... مي خوام بيام پيش شما بخوابم ...!مگه منو ديگه دوست نداريد...!!!!!!

* يكي از مهم ترين دغدغه ها و  مسائل براي والدين گفتگو با فرزندانشان و دادن اگاهي به آنها در هر مقطع از رشد سني مي باشد و اين كار تا زماني كه اگاهي كودك در حد بازي و تفريح است آنچنان سخت نيست اما...!!!!

وقتي زمان آگاهي دادن در مورد عشق، روابط جنسي و شناخت مسائل جنسي به آنها فرا مي رسد تازه متوجه سختي پرورش كودكان خود مي شويم. در اين زمان بعضي از خانواده ها از دادن اطلاعات وآگاهی فرار مي كنند و آنرا  به جامعه واگذار مي كنند!!!! اين عين بي عدالتي و اشتباهي بزرگ در حق کودکان است.

تا كنون وام گرفته ايد!!! دريافت پول هميشه شيرين است!!! نه ؟؟ اما وقتي دفترچه اقساط آن را دريافت مي كنيد نگاه كردن به آن آدم را مي آزارد، ولي بازهم سخت نيست اگر بتوانيم هر ماهه اقساط خود را پرداخت كنيم، ولي موقعي كار سخت مي شود كه اقساط به تعويق بيافتد و بخواهيم آنرا جبران كنيم!!! دادن پول آنهم يكجا بسيار سخت است، حال آنكه مشمول جريمه هم بشود.نه؟!!!!!

والدين در دادن اطلاعات به فرزندان خود به سه گروه تقسيم مي شوند :

1-     اطلاعات را با هر سختي هم كه باشد بنا بر وظيفه خود به فرزندانشان انتقال مي دهند.

2-     اطلاعات را دست و پا شكسته و تا حدي كه از زير بار مسئوليت آن فرار كنندبه فرزندان خود انتقال مي دهند. و مي گويند ما كه وظيفه خود را انجام داده ايم!!!! 

3-  اما دسته بعد از اين كار طفره مي روند و آنرا باري به هر جهت رها و آموزش آن را وظيفه جامعه مي دانند.

* آيا تاكنون به تنهايي هاي فرزندان خود در اتاقشان فكر كرده ايد...!!!!!

آيا وقتي سركار هستيد به فرزندانتان كه در خانه بايد تنها بمانند فكر كرده ايد !!!!!

آيا مي دانيد آنها در اينترنت به دنبال چه چيزي مي گردند!!!!!

آيا... آيا ... آيا ...!!!!!

اين گفته ها  شما را كنجكاو نمي كند ...!!!!!

 زياد راه دوري نرويد فقط كافيست به دوران كودكي و جواني خود برگرديد جواب تمام سوالات خود را مي گيريد ...!!!نه؟!!

چقدر كنجكاو بوديد تا بيشتر بدانيد!! براي دانستن به هر دري مي زديد!! با توجه به اين كه آنموقع ها سهولت دسترسي به اطلاعات  مثل امروز نبود؟! اما اصل موضوع بازهم تغييري نمي كند!!!

 در گفتگو با كودكان بهتر است موارد زير را رعايت كنيم :

1- كودكان را جهت راحت صحبت و سوال كردن تشويق كنيم و با آنها دوست شويم.

2- محيط را براي گفتگو آرام و مناسب مهيا كنيم.

3- از كلمات سخت و لغات پيچيده در گفتگو با آنهااستفاده نكنيم.

4- بايد بر اساس ميزان سواد و فهم كودكان صحبت كنيم.

5- شوخ طبعي خود را در صحبت هايمان حفظ و از ناراحتي هاي احتمالي نترسيم.

6- در مورد عشق، ارتباط جنسي، رابطه نامشروع و مراقبت و احترام به خود و والدين صحبت كنيد.

7- براي گفتن ارزشها و دغدغه هاي خودتان با آنها رك باشيد.

8- بايد اهميت مسئوليت پذيري در انتخاب و تصميم گيري هاي خود را بدانند.

9- به كودكان كمك كنيم تا بتوانند مزايا و پيامدهاي انتخابهاي خود را مورد ملاحظه قرار دهند.

10- درباره روابط جنسي، بيماريهاي قابل انتقال از اين طريق و بارداري با آنان صحبت كنيم.

پدر و مادر از بحث در اين موارد اجتناب مي كنند و آنرا به تعويق مي اندازند و مي گويند بعدا با او صحبت مي كنم هنوز زود است...! واقعا چند بار اين فكر از ذهن خود شما عبور كرده است ؟! دقيقا همان لحظه كه اين افكار از ذهن شما عبور مي كرده است اشتباه شما در مورد وظيفه خطيرتان آغاز گرديده است ...!!!!

آيا دادن اطلاعات و راهنمايي از طرف خانواده ها در تصميم گيري كودكان و نوجوانان در مورد مسائل جنسي شان كمك نمي كند و از سردرگمي و تهيج بيشتر خارج نمي گردنند؟ چون اطلاعات اينترنت و ... اغلب مي تواند نامناسب و با اهداف خاص نويسنده آن باشد!!!

در اين مورد ابتدا خانواده سپس مشورت با پزشك و در مرحله بعد روان شناس و در كنار اين مسائل روحاني نيز مي تواند كمك خوبي براي والدين باشد.

كتابهاي حاوي تصاوير گويا، بسته به سن و سطح بلوغ و كنجكاوي كودكان همزمان با رشد آنها مي تواند مكمل خوبي براي راحت صحبت كردن شما باشد.

كودكان اغلب دوست دارند در اين مورد بيشتر بدانند آيا ما به آنها اطلاعات درست و به جايي مي دهيم؟

كودكان بسته به سنشان وقتي متوجه تفاوت جسمي خود مي شوند دنبال علت و چگونگي آن هستند و اگر اطلاعات نادرست به آنها داده شود دچار تعارض مي شوند و عواقب خطرناكي در آينده در انتظار آنهاست!!!

در دختران با شروع دوران قاعدگي،بچه ها دنبال علت آن و چرايي آن و همچنين تفاوت خود هستند و اينكه چرا پسرها اينطور نيستند و غيره!!! علت حاملگي و دليل و چرايي آنرا مي پرسند!!!

ما بايد بسته به سن آنها و رشد تدريجي جسمي و فهم آنها با داستانها و مثالهاي رشد  در گياهان، حيوانات و غيره به آنها آموزش دهيم تا با اين حالت به يكباره مواجه نشوند و دچار سردر گمي نگردند.

مسائل مربوط به خود ارضايي، قاعدگي و خطر حاملگي و راههاي جلوگيري از آنرا بسته به سن و نياز به آنها آموزش دهيم!!!

برخي از نوجوانان در مورد ارزشهاي خانوادگي، مذهبي يا فرهنگ دچار كشمكش مي شوند. وجود يك ارتباط باز و اطلاعات دقيق از جانب والدين اين شانس را افزايش مي دهد كه نوجوانان ارتباط جنسي را به تعويق بياندازند و زماني هم كه مبادرت به آن نمودند از ارزشهاي مناسب كنترل استفاده كنند.

به كودكتان كمك كنيد مزايا و پيامدهاي انتخابهاي مختلف را مورد ملاحظه قرار دهد.

پاسخ به سوالات كودكان در مورد مسائل جنسي،در دوران قبل از مدرسه

سوالاتي كه كودك شما در مورد مسائل جنسي مي پرسد و پاسخ هايي كه براي وي مناسب باشند، به سن كودك شما و توانائي درك و فهم او بستگي دارد. در ادامه برخي از موضوع هايي كه كودك قبل از دوران مدرسه ممكن است از شما سوال كند و آنچه كه او در هر مرحله بايد بداند، عنوان مي شود:

-         من چطوري در شكم تو آمده ام:

-         قبل از اينكه به شكم تو بيايم كجا بودم؟

-         چطوري از شكم تو بيرون آمده ام؟

-         بچه ها از كجا مي آيند؟

-         چطور هست كه دخترها بدنشان با پسرها تفاوت دارد؟

از 18 ماهگي تا 3 سالگي :

كودك شما شروع به شناخت بدن خودش مي كند. آموزش اسمهاي مناسب براي اعضاي بدن به كودكتان اهميت زيادي دارد. كوتاهي در اين امر ممكن است اين ذهنيت را براي كودك ايجاد كند كه حتما چيز بدي در من است كه اسم مناسبي ندارد. همچنين به كودكتان ياد بدهيد كه كدام قسمت از بدنش خصوصي است( اعضائي كه توسط لباسهاي زير پوشيده مي شوند).

4 تا 5 سالگي :

كودك شما احتمالا شروع به جلب توجه در مورد جنسيت مي كند، هم در مورد خودش هم جنس مخالف. او ممكن است بپرسد كه بچه از كجا مي آيد. او مي خواهد بداند كه چرا بدن دخترها و پسرها با هم فرق مي كند. همچنين او آلت تناسلي اش را لمس مي كند و حتي به آلت تناسلي بچه هاي ديگر كنجكاوي نشان مي دهد.

اين ربطي به فعاليتهاي جنسي بالغين ندارد، بلكه نشانه يك تمايل معمولي و يك دوره رشد در كودكان است. اگر چه كودك شما نياز دارد كه بداند چه چيزي خوب است و چه چيزي بد. قرار دادن يك سري محدوديت ها در شناسائي مجهولات كودك در واقع يك مسئله خانوادگي است.

شما ممكن است در مورد آموزش دادن موارد زير به كودكتان تصميم گيري كنيد:

-         ابراز تمايل به آلات جنسي و دست زدن به آن در كودكان امري طبيعي است.

-         لخت شدن و بازي با آلت جنسي در مجامع عمومي درست نيست.

-     هيج فرد ديگري، حتي دوستان و خويشاوندان نزديك، اجازه دست زدن به « اعضاي خصوصي » او را ندارند. دكترها و پرستارها به هنگام معاينه پزشكي و والدين هنگامي كه ميخواهند علت درد در نواحي جنسي را پيدا كنند، از اين قاعده مستثني هستند.

وقتي كه كودكتان به سني ميرسد كه به مدرسه ميرود، بايستي موارد زير را بداند:

-         اسامي درست اعضاي بدن.

-         عملكرد هر يك از آنها

-         تفاوتهاي فيزيكي بين پسرها و دخترها

همچنانكه آگاهي هاي جنسي كودك رو به افزايش است، ممكن است شروع به آزمايش خود ارضائي كند. خود ارضائي بخشي از تمايلات جنسي دوران كودكي بشمار مي رود كه والدين در نحوه برخورد با آن دچار مشكل مي شوند(البته در اين دوره خود ارضائي به معني بازي كردن كودك با اعضاي جنسي بدنش مي باشد)

تا سن 5 يا 6 سالگي اين امري كاملا عادي است نزديك به 6 سالگي، وقتي هوشياري اجتماعي كودكان افزايش مي يابد ، از اينكه در محافل همگاني به آنها تعليم داده شود احساس شرم مي كنند. مطمئن شويد كودك شما درك مي كند كه خود ارضائي يك فعاليت خصوصي است، نه عمومي. خود ارضائي به صورت خصوصي ممكن است ادامه پيدا كند و اين طبيعي است و از راه درست بايد درمان شود هر گونه اشتباه يا تند روي در اين مورد ممكن است باعث تعارض يا تثبيت در اين مرحله شود.

بعضي وقتها، خود ارضائي مكرر مي تواند مشكل ساز گردد. چنين وضعيتي مي تواند نشانه آن باشد كه:

 1- كودك تحت استرس زياد قرار دارد.

2-  در خانه توجه كافي دريافت به او نمي شود.

 3- در موارد كمي نيز مي تواند نشانه سوء استفاده جنسي باشد.

برخي از كودكاني كه مورد سوء استفاده جنسي قرار مي گيرند بيش از حد به جنسيتشان علاقمند مي شوند. اگر خود ارضائي به صورت يك مشكل بروز كرد با پزشك متخصص اطفال تماس بگيريد. براي اغلب كودكان خود ارضائي وجود دارد كه با درست عمل كردن در اين مورد، اين امر صحيح درمان مي شود.

پاسخ به سوالات كودكان در مورد اعمال جنسي در سنين مدرسه :

سوالاتي كه كودكان مدرسه اي شما در مورد مسائل جنسي مي پرسند و پاسخ هايي كه شما به آنها مي دهيد، بستكي به سن كودك شما و توانايي درك و فهم او دارد.

در ادامه برخي از موضوع هائي كه كودك مدرسه اي شما ممكن است در مورد آنها سوال كند و آنچه كه او در هر مرحله بايد بداند، عنوان مي شود:

-         دخترها در چند سالگي مي توانند بچه دار شوند؟

-         چرا پسرها نشانه جنسي شان با دخترها متفاوت است؟

-         پريود شدن يعني جه و دليل آن چيست؟

-         مردم چطوري آميزش جنسي انجام مي دهند؟

-         چرا بعضي از مردها، مردهاي ديگر را دوست دارند،

سنين 5 تا 7 سالگي:

كودك شما در حال يادگيري چيزهاي بيشتري در مورد تعاملات افراد با يگديگر است. او ممكن است نسبت به روابط جنسي بين افراد بالغ كنجكاوي نشان دهد.

سوالات او پيچيده تر مي گردد؟!!! چرا كه او بدنبال درك ارتباط بين جنسيت و پيداشي نوزاد مي گردد. او ممكن است درگير توضيحاتي در مورد چگونگي كاركرد بدن و محلي كه بچه از آن مي آيد شود. همچنين ممكن است براي گرفتن پاسخ سوالاتش به دوستان خود نيز مراجعه كند.

اين مهم است كه به كودكتان كمك كنيد تا جنسيت را به طريقه درست و سالمش درك كند. درسها و ارزشهايي كه او در اين سنين ياد مي گيرد تا دوران بلوغ با او خواهد بود. اين بعدها روابط معني دار دوران بلوغ را پرورش ميدهد.

سنين 8 تا 9 سالگي :

كودك شما شايد در اين سنين نسبت به درست و غلط بودن كارها حسي دقيق تر پيدا كرده باشد. او قادر به درك اين است كه ارتباط جنسي چيزي است كه بين دو نفر كه عاشق يگديگر شده اند اتفاق مي افتد. او شروع به كنجكاوي در اين مورد مي كند كه مامان و بابا چگونه يگديگر را پيدا كرده اند و عاشق هم شده اند.

همچنانكه سوالات در مورد افسانه، عشق و ازدواج در ذهن او بالا ميگيرد، ممكن است سوالاتي نيز در مورد همجنس گرائي مطرح كند. در اين زمان بهتر است طرز تفكر خانوادگي و مذهبي خود را در مورد همجنس گرائي بيان كنيد.

توضيح دهيد كه دوست داشتن يا عشق ورزيدن به كسي ربطي به جنسيت فرد ندارد و  دوست داشتن كسي هميشه به ارتباط جنسي ختم نمي گردد. در اين سن، كودك شما دچار تغيير و تحولات جسمي و فكري زيادي مي گردد كه او را براي سن بلوغ آماده مي كند. همچنانكه او از جنسيتش بيشتر و بيشتر آگاهي پيدا مي كند، اين مهم است كه با او در مورد به تاخير انداختن آميزش جنسي تا زمانيكه بزرگتر شود صحبت كنيد. همچنين شما بايد درباره روشهاي جلوگيري از آبستن شدن و بيماريهاي مسري جنسي، مخصوصا ايدز و انواع هپاتيت صحبت كنيد.

مطمئن شويد كه او مي فهمد چگونه اين بيماري ها مي تواند منتشر شود و او چگونه مي تواند خود را در مقابل آنها حفظ كند. به كودكتان بياموزيد كه از نظر جنسي مسئوليت پذير بودن، يكي از مهم ترين درسهاي زندگي اش است.

وقتي كودك شما به سن بلوغ ميرسد، او بايد در مورد مسائل زير آگاهي كامل داشته باشد :

-         قسمتهاي مختلف اعضاي جنسي و چگونگي عمل آنها

-         نوزاد چگونه شگل مي گيرد و متولد مي شود.

-         بلوغ و چگونگي تغييرات بدن

-         قاعدگي زنان ( هم پسرها و هم دخترها بايد از اطلاعات اين مورد برخوردار شوند)

-         آميزش جنسي

-         كنترل تولد

-         بيماري هاي مسري، جنسي و چگونگي انتقال آنها، مخصوصا ايدز و انواع هپاتيت

-         خود ارضائي ( استمناء )

-         همجنس بازي

-         راهبردهاي خانوادگي و فردي

 

با افزايش ارتباط صادقانه و مستمر درباره مسئوليت پذيري، ارتباط جنسي و انتخاب، والدين مي توانند به بچه هاي خود كمك كنند تا ارتباط جنسي وزمان صحيح آن را به روشي سالم و مطمئن بياموزند.

با افزايش ارتباطات جمعي و گروهي صادقانه و مستمر درباره مسئوليت پذيري و عوافقب كارها مي توان به كودكان آموخت كه به سلامت از اين دوره بحراني عبور و به سلامت پاي در زندگي آينده خود بگذارند.

يادتان باشد هر چقدر شما صادقانه از كودكتان فرار كنيد ديگران به همان مقدار  ناخالصانه به او نزذيك و اطلاعات غلط مبني بر اميال خود به او مي دهند!!! پس وظيفه خطير خود را به ديگران واگذار نكنيد....!!!

نوشته شده توسط ح_ برومند در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ساعت 18:2 | لینک ثابت |

                                        

ای وای... کاش درس می خوندم دکتری،مهندسي چيزي می شدم!!!! اه ه نشد ولي...!!!

تو باید دکتر بشی ...من نمی دونم...مگه چی کم داری !!!بچه فلانی رو ببین...آخه...!!!

درس... درس... درس...همین!!!! باید بری دانشگاه من نمی دونم !!!کلاس ورزش ؟اصلآ...حرفشم نزن بکوب درس...فهمیدی فقط درس!!!! 

چگونه باید به آرزوهای دور و دراز خود در رابطه با فرزندان دست پیدا کنیم؟

آیا باید تمام وقت خود را بگذاریم ودربدر دنبال انواع واقسام کلاسهای آموزشی باشیم؟!!

ما از فرزندمان چه می خواهیم؟؟ادیسون بشود !!!!دنیا را تسخیر کند!!!....اهل زندگی هم باشد ارتباط خوبی با دیگران داشته باشد!! طبيعتا كار طاقت فرسايي است كه باعث مي شود فرزند آنها در ميانه راه متوقف شودو كلاس هاي فوق برنامه اش نصف و نيمه بماند و چه بسا زبان مادري اش را هم فراموش كند!

 سوال اینجاست كه چگونه بايد روي فرزندانمان سرمايه گذاري كنيم تا آنها بتوانند در زندگي آينده شان موفق شوند؟

بيشتر ما فراموش مي كنيم كه محيط بیشترین تاثیر را روي خلق وخو، رفتار و شخصيت كودكانمان دارد.درختي كه در حال ريشه دواندن است تا‌ آنجايي كه فضا وجود دارد ريشه هايش را حركت مي دهد ولي اگر در مسير اين ريشه ها مانعي بگذاريم امكان حركت صحيح ريشه ها وجود نخواهد داشت و رشد طبيعي درخت متوقف مي شود. البته اگر آن را در محيطي آماده و وسيع نگذاريم اصلا ريشه اي ايجاد نمي شود و درخت از بين مي رود. به همين دليل براي آنكه فرزنداني موفق داشته باشيم بايد آنها را با محيط ها و شرايط گوناگون آشنا كرده وبيشترين امكانات پرورش جسمي و عاطفي را برايشان فراهم كنيم.

گام اول را درست برداریم

فرض كنيد فرزندتان پس از سرمايه گذاري هاي شما و تلاش خودش بتواند موسيقي، زبان، ورزش و نقاشي را خيلي خوب ياد بگيرد و از نظر درسي هم اول باشد ولي در سنيني كه قرار بوده بازي و تفريح كند از آنها محروم مانده باشد؛ فكر مي كنيد چه اتفافي مي افتد؟ كم ديده ايد مشاهير ورزشي و هنري وعلمي را كه قابليت انعطاف ندارند، زود نااميد مي شوند و تحمل شان كم است؟

تحقيقات متعدد نشان مي دهد كه اگر بتوانيد اسلوب فكري و سبك زندگي را در دوران كودكي به فرزندان خود بياموزيد، آنها بعدها در زندگي خود به طور قدرتمندتري با مشكلات مواجه مي شوند. اينكه فرزندان ما در زندگي چه كاره شوند يا چقدر مهارت هاي مختلف را ياد بگيرند به اين بستگي دارد كه ساختار فكري آنها را چه طور بسازيم.

 عشق و محبت، توجه و حمايت

 عشق ومحبت، توجه و حمايت خانواده حرف اول را مي زند. اگر اين توجه را از فرزندتان دريغ كنيد و فقط از ديگران انتظار داشته باشيد كه به آنها مهارت هاي مختلف را آموزش بدهند احتمالا فرزندتان در زندگي آينده اش با اولين تندباد سر خم مي كند چون مهارت زندگي سالم و تفكر صحيح را بلد نيست و چون عشق و محبت كافي دريافت نكرده طبيعتا نمي تواند به ديگران هم آن را ارايه كند.

كودكان زندانیان بی گناه چهارديواري خانه ها

متاسفانه كودكان امروزي در چهارديواري خانه ها محبوس مانده اند و فرصت زندگي و بازي در محيط هاي باز از آنها گرفته شده است. مطمئن باشيد كه اگر هراز گاهي فرزندتان را به حياط منزل يا پارك ببريد و ساعت ها با او از طبيعت و حيوانات گفته و به همراه بازي به او آموزش هايي بدهيد، چند برابر يك كلاس به او فايده رسانده ايد. خلق محيط هاي پرورشي، شرايطي براي والدين فراهم مي كند تا از بودن در كنار فرزندانشان لذت برده و ارتباط و عشق و محبت شان را به او هديه كنند؛ چون بيشتر خانه هاي امروزي به خوابگاه هايي تبديل شده اند كه اعضاي خانواده در آن، نيازهاي اوليه خود را برمي آورند و اگر هم وقتي پيدا كنند به سراغ تلويزيون يا كامپيوتر مي روند و از صحبت كردن و قصه گفتن و حتي بازي با هم خبري نيست.

خلق بسترهای پرورشي و آموزشي براي فرزندان

يعني ايجاد محيطي گرم و صميمي، دوستانه و پر از احساسات مثبت براي آنها تا بتوانند نيازهاي جسمي، عاطفي و معنوي خود را تامين كرده و زير سايه والدين با اجتماع ارتباط برقرار كنند. فرزند شما مثل يك تخته چوب بي شكل است. اگر برايش وقت گذاشتيد، قصه گفتيد، او را با دنيا آشنا كرديد، حمايتش كرديد، عشق ورزيديد و بناي محكمي براي فكر او ايجاد كرديد، او شكل مي گيرد، مسئوليت پذير مي شود، به يادگيري علوم و فنون علاقه مند و موفق ميشود؛ وگرنه اگر صدها كلاس برایش در نظر بگيريد، فايده ندارد؛ چون قالب وجودي او پر از خلاهايي است كه او را با مشكلاتي بنيادي رو به رو خواهد كرد، حتي اگر پروفسور باشد!

 كشف استعداد واقعی كودكان

بزرگ ترين اشتباهي كه يك پدر يا مادر مي تواند مرتكب شود اين است كه آرزو و خواست هاي خودش را براي آينده و موفقيت فرزندش در نظر بگيرد. كارشناسان معتقدند كه والدين بايد در مسيري فرزندان خود را حركت دهند كه آنها خودشان بايد در آن حركت كنند، نه مسيري كه والدين دوست دارند. يعني والدين مسوول اند  پتانسيل هاي دروني فرزندان شان را پيدا و آنها را براي به فعليت رساندن اين پتانسيل ها تشويق و تجهيز كنند. فراموش نكنيد كه فرزندان ما وقتي طعم موفقيت را خواهند چشيد كه بتوانند استعداد و فرديت خاصي را كه خداوند در نهادشان به وديعه گذاشته به ظهور برسانند. اين برخورد با فرزندان البته به نگرش عميق، درايت و ايمان و اعتقاد نياز دارد بايد مهارت هايي را به فرزندان تان ياد بدهيد و آموزش هايي را برايش در نظر بگيريد كه منحصر به خود اوست. پس بايد باور داشته باشيد فرزندتان پتانسيل و استعداد خاصي دارد؛ هر چند كه خودش تصويري واضح از آن ندارد و خودش را در آينه ارزشيابي شما مي بيند. به اين ترتيب، آنها در جاده موفقيت حركت مي كنند و از زندگي شان لذت مي برند. اما براي كشف اين پتانسيل ها بايد خيلي دقت كنيد. مثلا اگر فرزندتان از سنين پايين قدرت بدني بالايي دارد و تحركش خوب است و بعدها هم اين روند ادامه دارد و مثلا مي بينيد كه خيلي فرز و نرم جست و خيز مي كند، احتمال دارد كه پتانسيل ورزشكار شدن داشته باشد.به داستان ها و روياهايي كه فرزندتان براي شما و ديگران تعريف مي كند خوب دقت كنيد تا بتوانيد پتانسيل هاي او را كشف كنيد. معلمان، مربيان و بستگان كودك نيز مي توانند مواردي را در همين رابطه به شما گوشزد كنند.   

نوشته شده توسط ح_ برومند در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 15:0 | لینک ثابت |

                      بدترين نوع آزار برای کودکان آزار عاطفي است!!!

وقتي از كودك آزاري صحبت به ميان مي آيد، بيشتر افراد به كتك زدن بچه ها و پرخاش و يا هر نوع آزار جسمي آنها فکر می کنند. البته بعضي هم هستند كه ميدانند نوع ديگري از آن، مثل سوء استفاده جنسي نيز وجود دارد. اما به راستي چند درصد از شما با سوء رفتار عاطفي يا رواني آشنا هستيد و همواره دقت مي كنيد كه مبادا ديگران، به ويژه كودكان را مورد سوءرفتار عاطفي قرار دهيد؟!

در اين مطلب سعي مي كنم شما را با سوءرفتار عاطفي آشنا كنم.

بسياري از كودكان و بزرگسالان به دليل عدم آگاهی مورد اين سوءرفتار قرار مي گيرند. هر چند نمونه هايي ناشي از تعمد در اين كار، بعضا نیز ديده مي شود.

همه سوءرفتارها چه جسمي، چه جنسي و چه عاطفي آثار مخربي بر سلامت روان و رشد و نمو جسمي و رواني دارند، اما در اين بين سوء رفتار عاطفي از اثرات نامطلوب بيشتري برخوردار است. در واقع به حالت شديد و مداوم آزار هيجاني، كلامي و طرد كردن كه باعث مختل شدن رشد جسمي و امكان نرسيدن كودك به قابليت هاي گوناگون وجود او مي شود، سوءرفتار عاطفي مي گوييم.

نمونه هاي فراواني را از اين سوءرفتار مي توانيم نام ببريم اما به چند مورد اكتفا مي كنم.

شما با انجام هر يك از كارهاي زير كودكان خود را مورد آزار عاطفي قرار مي دهيد:

1- تحقير كردن و دست كم گرفتن كودك

2- محدود كردن بيش از حد كودك

3- جلوگيري از ارتباط با كودكان و عدم اجازه براي بازي كردن

4- تمسخر و انگ زدن هايي چون « تو نمي فهمي!»« تو به جايي نمي رسي»

5- سپر بلا كردن بچه ها: مثلا بعضي والدين ها بچه ها را درگير فعاليت هايي مي كنند كه مختص بزرگسالان است. مادري يك جنس معيوب را از مغازه دار مي خرد و چون مي داند احتمال درگيري با فروشنده را هنگام باز پس دادن خواهد داشت، از فرزندش مي خواهد آن را پس بدهد و اين بچه مورد هدف پرخاشگري فروشنده قرار مي گيرد.

6- ارعاب و تهديد به هر شكلي كه باشد از يك دوستت ندارم تا « ديگه مامانت نيستم» مي تواند آزار رواني مخربي باشد.

7- تبعيض بين فرزندان

8- انتظارات نا مناسب با سن كودك يا شرايط جسمي اش

9- انتظار از اينكه كودك نقش هايي را عهده دار شود كه مربوط به او نيست. مثلا در هنگام درگيري والدين دخالت كند و يا نقش قاضي را بازي كند.

10- خشونت خانگي مانند :ديدن دائمي دعواهاي والدين

نوشته شده توسط ح_ برومند در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 13:5 | لینک ثابت |

                                خوش شانس ها چه شكلي اند؟!

                 ؟

در عرصه زندگی آنانی بهروزند که زندگیشان پر از موفقیت، اميد و نشاط است. آنان با ويژگي هايي كه دارند، از افراد ديگر متمايز مي شوند. در واقع، طالع بيني برندگان زندگي، شامل خصوصيت هايي است كه هر كس به آن معتقد باشد، جزو اين گروه قرار مي گيرد. طالع بيني برندگان زندگي به شرح زير است:

1- هدف داشتن در عرصه زندگي:

آنان براي هر لحظه عمرشان برنامه دارند و بر اساس يك استراتژي معين، به سمت خلق هدف هايشان حركت مي كنند.

2- باورهاي مثبت:

 باور توانستن، يعني رسيدن به آنچه ما مي خواهيم. « ناپلئون هيل » اين روان شناس بزرگ مي گويد: « اگر شما بگوييد مي توانيد، پس مي توانيد و اگر بگوييد نمي توانيد، پس نمي توانيد؛ در هر دو صورت، شما درست گفته ايد.»

3- نظام فكري و ارزشي مشخص:

برندگان، داراي ارزش ها و يك نظام فكري مشخص هستند. آنان ارزش هاي زندگي خود را مشخص كرده و بر اساس يك چارچوب مدون و معين، زندگي مي كنند. آنان به خوبي مي دانند كه از چه اعمال و رفتاري بايد دوري كنند و نسبت به چه اعمالي مداومت و ممارست داشته باشند.

4- از شكست ها تجربه مي گيرند:

توماس اديسون مي گفت:« علت موفقيت من در اين است كه وقتي به كاري مي پردازم، تا تمام كردن آن كار، از آن دست بر نمي دارم.» چنين روحيه اي باعث مي شود كه انسان در مواجهه با مشكل ها و مسايل زندگي، سخت كوشانه و هوشمندانه  فقط به دنبال راه حل باشد و زود، ميدان را خالي نكند.

5- ارتباط موفق با ديگران:

از ويژگي هاي اساسي برندگان زندگي، ارتباط هاي بسيار موفق آنان است. آنان به راحتي با شناخت انسان هاي اطراف خود، يك ارتباط بسار زيبا با ديگران برقرار مي كنند. اين افراد مي دانند كه به تعداد هر انسان روي كره زمين، روحيه ها و احساس هاي متفاوت وجود دارد.

6- راحت گرفتن زندگي:

برندگان زندگي، هميشه بي تكلف در بازي زندگي وارد مي شوند و بر اساس يك نظام ارزشي و فكري معين، آن چنان زيبا زندگي مي كنند كه گويي هيچ غم و غصه اي در اين عالم وجود ندارد.

 درمطلب فوق به علت مشكلات موجود در بلاگفا نتوانستم عكسي قرار بدهم. انشا‎‏ء در اولین فرصت این نقیصه برطرف خواهد شد   

نوشته شده توسط ح_ برومند در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 ساعت 12:0 | لینک ثابت |

                                             مهارت كنترل خشم را بياموزيد

                                             

كنترل خشم تكنيك مهمي براي كاهش استرس است. خشم مي تواند در صورتي كه شما براي يك مدت طولاني عصباني بمانيد، به شكل قابل توجهي استرس را افزايش داده و آن را طولاني تر كند. عصبانيت حتي مي تواند باعث حمله قلبي شود. نحوه كنترل خشم تا حدود زيادي شبيه كنترل استرس است. در اينجا به چند نكته اشاره مي شود كه شما را در آغاز اين مسير ياري مي دهد:

* علل عصبانيت خود را شناسايي كنيد: هنگامي كه دانستيد كه چه چيزي شما را از كوره در مي برد،پيشاپيش برنامه اي تنظيم كنيد راجع به اينكه چگونه خشم خود را چنانچه در يك موقعيت مشابه   قرار گرفتيد، كنترل كنيد. يكي از مهمترين كارهايي كه بايد در آن مهارت پيدا كنيد، اين است كه نشانه هاي خشم قريب الوقوع خود را شناسايي كنيد. به طور مثال آيا وقتي داريد عصباني مي شويد دندان هايتان را به هم فشار مي دهيد؟ آيا شانه هاي شما جمع مي شود؟ آيا دچار تپش قلب مي شويد؟ آيا رنگ صورت تان سرخ مي شود؟ اين علايم و نشانه ها را مثل يك چراغ خطر به ذهن بسپاريد يعني هشداري از اينكه داريد عصباني مي شويد.

* به نشانه هاي خشم تان پاسخ بدهيد: وقتي متوجه شديد كه داريد عصباني مي شويد، كمي تعلل كنيد. مثلا تا ده بشماريد. چند تا نفس عميق بكشيد. از پنجره بيرون را تماشا كنيد و هر كاري كه به آن وسيله بتوان وقت را خريد تا مغز شما فرصت دريافت و رسيدگي به پيام هاي هيجاني شما را پيدا كند و شما هم بتوانيد قبل از هر چيز اقدامي بينديشيد.

* زماني را به آرام سازي اختصاص دهيد: قبل از مقابله با شخص يا وضعيتي كه شما را عصباني ساخته است راهي پيدا كنيد تا كمي از انرژي احساسي و هيجاني خود را تخليه كنيد. مثلا برويد كمي قدم بزنيد. خانه را تميز كنيد يا اگر پشت كامپيوتر نشسته ايد از فشار دادن تكمه ارسال براي ارسال نامه الكترونيكي  غضب آلوده خود دست نگه داريد و كمي به آن بينديشيد.

* خشم تان را سركوب نكنيد: اگر خشم شما ناشي از چيزي است كه كسي گفته يا انجام داده، برويد و با همان شخص رو در رو صحبت كنيد البته او را به رگبار اتهامات لفظي نبنديد. فقط راجع به همين واقعه با او حرف بزنيد و از زاويه احساس خود، به اين موضوع بپردازيد نه آنچه وي انجام داده است.

* براي خشم خود شير اطمينان پيدا كنيد: به دنبال راه هاي ابداعي براي تخليه انرژي حاصل از خشم و غضب بگرديد. مثلا گوش كردن به يك قطعه موسيقي، نقاشي كردن، ورزش يا نوشتن يك مطلب براي نشريه مورد علاقه تان.

* نصيحت پذير باشيد: اگر احساس مي كنيد اغلب اوقات عصبي هستيد، به افرادي كه نگران شما هستند مثل اعضاي خانواده يا دوستان اعتماد كنيد و از آنها بخواهيد تا شما را در يافتن راه حلي مناسب براي برخورد با اين مقوله ياري كنند يا با يك روان شناس مشورت كنيد.

مطلب فوق به درخواست تعدادي از عزيزان تهيه وتنظيم گشته است اميدوارم موثر واقع شود.

موفق باشید،

نوشته شده توسط ح_ برومند در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت 10:0 | لینک ثابت |