« بيش فعالي »                                      

     

 

ـ اين روزها بيشتر مراجعات و سوالاتي كه پرسيده مي شود در خصوص بيش فعال بودن يا نبودن كودكان است!!!

ـ دليل چيست ؟آيا واقعاً بيش فعالي به اين سرعت در بین كودكان شیوع پیدا کرده است؟

ـ شناخت ما از بيش فعالي چقدر كارشناسانه و دقيق است؟

ـ چطور مي شود فهميدكودكمان بيش فعال است يا نيست؟(آيا نشانه اي مثل تب،سرفه،عطسه و...) مي تواند بيانگر اين موضوع باشد؟

چرا فكر مي كنيم كودكانمان بيش فعال هستند؟

ـ آيا صرف مطالعه يك كتاب، يا خواندن مطلبي در مطبوعات مي شود تشخيص داد كه كودك بيش فعال است ؟

ـ حرف ديگران چقدر مي تواند باعث شود كودكانمان را با كودكاني كه آنها هم شايدمشمول اين اختلال باشند قياس كنيم؟

ـ مشكل كجاست؟ بيائيدكمي به عقب برگرديم ببينيد اصلاً اين حرفها و مشكلات وجود داشت!!!

ديدگاه والدين نسبت به بيش فعالي:

اكثراً شنيده ايم از در و ديوار بالا رفتن ، گوش ندادن به حرف والدين و به طور كلي شيطنت از نشانه هاي بيش فعالي است و گاهي اوقات نيز با كمي تامل در كتابها و اينترنت با حداقل دريافت،حكم صادر        مي كنيم  و سريعاً ليبل اين اختلال را به پيشاني كودكانمان مي چسبانيم.

متاسفانه ديده شده خيلي از افراد با دانش كم و نا كار بلد اما تحصيل كرده كه در اين مورد اطلاعات دقيقي ندارند خيلي سريع با چند جمله قلنبه راي بر بيش فعالي يك كودك صادر وبه والدين وي توصيه مي كنند او را به قرص و دارو هاي آرام بخش ببندند،كه اينها همه به خاطر نداشتن شناخت كافي نسبت به اين امر و عدم تشخيص صحيح افتراقي آن با ساير رفتارهاي دوران كودكي است (شيطنت،لج بازي و خود را در معرض ديد و تائيد والدين و... قرار دادن)

تعريف بيش فعالي:

به حالتي اطلاق مي شود كه كودك به نحو افراطي و بيش از اندازه فعال و پر جنب و جوش باشد و اين تحركات زياد اطرافيان وي را دچار مشكل مي كند.

به علت بي دقتي ممكن است در انجام تكاليف مدرسه و كارهاي محوله ديگر اشتباهات زيادي را مرتكب شوند

اين اختلال در تعدادي از بچه هاي پيش دبستاني يا دوران ابتدايي ديده شده است همراهي و جلب توجه آنها دشوار است، تقريباً بين 3 تا 5 درصد از كودكان مبتلا به اين اختلال مي باشند.

البته اين اختلال به عنوان ناتواني در يادگيري محسوب نمي شود بلكه به نوعي بي توجهي و حواس پرتي در ياد گيري محسوب مي شود.

علائم بيش فعالي ـ تكانش وري يا بي توجهي كه موجب تخريب مي شوند بايد قبل از 7 سالگي ظاهر شود، ممكن است بعد از سالها تشخيص داده شود كه فردي بيش فعال است.

بيش فعالي (رفتارش)در كودكان مبتلا نسبت به كودكان عادي بيشتر حالت تكانش وري دارند.

از توجه به جزئيات ناتوان هستند به دليل عدم توجه دقيق و بالا بودن ميزان حواس پرتي.

به پايان رساندن كار يا بازي براي آنها دشوار است،مي خواهند همه چيز بر وقف خواسته هاي درهم برهم آنها باشد كه براي خودشان هم انتهايش مشخص نيست و ديگران را خسته و كلافه مي كند.

اغلب به صحبتها، خواهشها و دستورات ديگران تا آخر گوش نمي دهند و قادر به تكميل تكاليف مدرسه و كارهاي روزمره و وظايف خود نيستند،اگر اين كارها به دليل بي توجهي باشد نه به دلايل ديگر(مثل عدم فهم دستورالعمل ها)در ساماندهي فعاليتهاي خود مشكل دارند

كارهايي كه مستلزم حفظ تلاش ذهني هستند براي آنها ناخوشايند و تنفر آميزند. از فعاليتهايي كه مستلزم خودكاربردي تلاش ذهني سازماندهي و تمركز(مثل كارهاي خانه يا مدرسه) هستند اجتناب مي ورزند.

بيشتر از ابزار براي كارهاي غير معمول استفاده مي كنند و ابزار خود را هم به راحتي گم مي كنند و در حين كار به خود آسيب مي زنند.

وقتي كاري به آنها واگذار  مي شود و يا خودشان مشغول انجام كاري هستند با كوچكترين محركي(مثل‌صداي‌ماشين يا صحبت ديگران و...)كار را قطع وحتي به راحتي ‌فراموش ميكند وبه محرك توجه ميكند .

آنها در موقعيتهاي اجتماعي دوست دارند پي در پي صحبت كنند و به حرف ديگران گوش ندهند.

علائم بيش فعالي :

1- به خود پيچيدن،نا آرامي و بي قراري

2- نمي توانند سر جايشان بنشينند

3-خيلي زود و به راحتي به هم مي ريزند و ناراحت مي شوند

4- تحمل نوبت و انتظار را ندارند

5- در حرف زدن و پاسخ دادن عجول و هول هستند

6- قواعد و دستور العمل ها را نمي توانند به درستي دنبال كنند

7- در تمركز و توجه مشكل اساسي دارند و نمي توانند تمركز كنند

8- از كاري  به كار ديگر مي پرند قبل از انجام كار قبلي

9- آرام نمي توانند بازي كنند

10- خيلي سريع(تند تند)و زياد حرف مي زنند

11- حرف ديگران را قطع مي كنند و وسط حرف آنان مي پرند.

12- شنونده خوبي نيستند

13- وسايل مورد نياز خود را گم مي كنند

14- اغلب دست به كارهاي خطرناك مي زنند.

 

انواع بيش فعالي:

1- بيش فعالي ـ نوع غالباً بيش فعال ـ تكانش ور:

در این نوع فعالیت و تحرک بیش از حد شایع است.

زماني بايد اين نوع تشخيص را داد كه شش يا بيش از شش مورد از علايم بيش فعالي ـ تكانش وري    (و كمتر از شش مورد از علائم بي توجهي)حداقل به مدت شش ماه استمرار داشته باشد در چنين مواردي نيز ممكن است هنوز هم بي توجهي علامت باليني مهمي باشد

2- بيش فعالي،نوع غالباً بي توجه:

در اين نوع عدم توجه قالب است كه در آنها فعاليت و تحرك بيش از حد از خودشان نشان نمي دهند و گاهي اوقات تحت عنوان ADD مي شناسيم.

اين تشخيص زماني بايد داده شود كه شش يا بيش از شش مورد از علايم بي توجهي(كمتر از شش علامت،بيش فعالي ـ تكانش وري)حداقل به مدت شش ماه استمرار داشته باشد.

3- بيش فعالي نوع مركب:

در اين نوع تركيب يافته فرد  هم اختلال توجه و هم علايم تحرك بيش از حد را نمايان مي سازد.

زماني بايد تشخيص اين اختلال داده شود كه شش يا بيش از شش مورد از علايم بي توجهي و شش (يا بيش از شش) مورد از علائم بيش فعالي ـ تكانش وري حداقل به مدت شش ماه استمرار داشته باشد. اغلب كودكان و نوجوانان داراي اختلال كمبود توجه/بيش فعالي از نوع مركب رنج مي برند اينكه چنين مطلبي در مورد بزرگسالان نيز صادق باشدتا كنون گزارشي نشده است.

ملاك هاي تشخيص :

1- زمان : اين اختلال مي بايست بيش از شش ماه استمرار داشته باشد.

2- تعداد : اين اختلال را نمي توان با يك يا دو مورد از علائم گفته شد تشخيص داد حتماً مي بايست زمان استمرار و تعداد نشانه ها طبق موارد فوق همراه هم با شند.

3- مراجعه به روان شناس يا روانپزشك: در صورت ديدن ملاكهاي بالا باز هم مي بايست با متخصص مربوطه مشورت كرد تا كودك مورد معاينه و تست هاي مربوطه قرار گيرد آنگاه مي توان تشخيص صحيحي بر اين اختلال داد.و اگر نيازي به طرح دارو درماني بود با حوصله و زير نظر پزشك مربوطه اين كار انجام گيرد(نه خود سرانه و با توصيه افراد عادي).

                    

پاره اي ديگر از اشكال رفتاري در اختلال بيش فعالي:

1-  عدم توجه به جزئيات و ارتكاب اشتباهات واضح

2- سرسري گرفتن تكاليف مدرسه و اجتناب از فعاليتهاي ذهني

3- فراموش كردن كارهاي محوله روز مره و عدم سامان دهي به كارهايشان.

4- گم كردن وسايل شخصي و تحصيلي.

5-  بيقراري يا پيچ و تاب خوردن هنگام نشستن، در جايش آرام نمي گيرد.

6-  فاقد آرامش بودن در زماني كه از كودك انتظار مي رود بدون حركت بنشيند از جايش بلند مي شود و به جاهاي ديگر مي رود.

7-  دويدن و بالا و پائين پريدن در موقعيتهايي كه اين حركات نا مناسب به نظر مي رسند

8-  مشكل داشتن در بازي كردن يا انجام فعاليتهاي تفريحي آرام

9-  دائماً در حركت بودن يا ظاهرا ًتوسط موتوري به حركت در آمدن و يك جا ثابت نبودن(كودك به نحوي مفرط و بيش از اندازه فعال و پر جنب و جوش باشد)

10-  پرحرفي مفرط و سريع جواب دادن به سوالات قبل از آنكه سوال كامل شود و اغلب قطع صحبت ديگران(از ساكت بودن بيزار هستند)

مواردي كه باعث اشتباه در تشخيص مي شود:

حساسيت بيش از اندازه ما نسبت به رفتار هاي كودكان باعث مي شودبه اين فكر بيافتيم كه نكند مشكلي وجود دارد،حالا هر كس در اين بين نظري بدهد ما را بيشتردچار تشويش، دغدغه و آسيب فكري مي كند ولذا آرام،آرام به سوي اشتباه پيش مي رويم .

مثلاً مي شنويم كودك بيش فعال در بين حرف هاي ديگران مي پرد، حالا همين كار را كودكمان انجام   مي دهد سريعاًحكم بر اين قضيه مي دهيم و يا سعي مي كنيم به سرعت وجديت جلوي او را بگيريم ولي آيا واقعاً به اين نكته فكر كرده ايم كه اين كار يكي از  خصايص دوران كودكي هم مي باشد؟

همچنين علايم ديگر مثل شيطنت و بازيهاي كودكانه كه به خاطر كم حوصله گي و عدم درك صحيح ما به علائم اين اختلال تعبير مي شود و اين نكته از مهم ترين نكاتي است كه باعث شك و سوء ظن ما مي شود.

شيطنت چيست:

هيچ تعريف خاصي از اين موضوع در دست نيست زيرا هر رفتاري كه مورد پسند ما نباشد و براي ما ناراحت كننده باشد به نوعي شيطنت تلقي مي گردد.

هر گاه كودكي از نرم و قواعد خارج شود شيطون لقب مي گيرد اين صفت حتي براي بزرگسالان نيز در پاره اي موارد به كار مي رود

فقط كافيست كاري  انجام بدهند كه جمع آنرا تائيد نكند، به نوعي باعث رنجش و خستگي ديگران شود آنگاه شروع مي كنيم به شماتت و نهي كردن آنان از ادامه اين كار.

تا به حال شنيده ايد يا حتي ديده ايد كه كودكي از در و ديوار بالا مي رود با يك توپ خانه را به هم       مي ريزد همه چيز را مي شكند بچه هاي ديگر را مي زند به حرف كسي گوش نمي دهد در مدرسه معلم را عاصي كرده است اينها همه جزء شيطنت او محسوب مي شود

شيطوني كردن شامل سركشي،نافرماني كردن،بد كاري دورويي و بد انديشي،پيوسته به فكر بازي و تفريح بودن و حتي ياغيگر هم مي شود.

ديدگاه ما نسبت به كودكان:

در ابتدا بايد ديد تعريف ما از فرزند چيست ؟

 فرزند عروسك دوران بازي والدين نيست كه هر طور مي خواهند آنرا بيارايند، بچرخانند و او هم چيزي نگويد تا در معرض ديد ديگران بگذارندش و پز دست پخت خود را بدهند.

تصور ما از بچه ها يك مانكن كروات زده است!! كه هميشه ساكت بنشيند و هر وقت ما مي خواهيم شعر بخواند،مسئله حل كند،كارهاي با مزه براي خوشايند ما در جمع انجام بدهد، دوباره ساكت بنشيند،با چنگال غذا بخورد،آداب را رعايت كند خلاصه الگوي كامل از نظر ما باشد.

واقعاً اينطوري فكر مي كنيد؟

بچگي خودتان را به ياد مي آوريد (آري سخت است!! ولي نه آنقدر كه هيچ چيزي يادتان نيايد!!! فقط كافيست كمي به عقب تر برگرديد !!همين مقدار كم هم كافيست!! حالا خودتان با انصاف قضاوت كنيد؟ چه دارويي يا اختلالي براي خودتان تجويز مي كنيد؟

 مشكلات كودكان:

وقتي كودكمان شيطنت مي كند، لج بازي مي كند دنبال علت آن نمي رويم وحتي فكر هم نكرده ايم چرا اين كارها را انجام مي دهند؟ بچه ها در روز چند ساعت پدر و مادر دارند؟؟

چند ساعتش واقعاً مفيد است؟

آيا خستگي اجازه مي دهد كاملاً در اختيار آنها باشيم؟

آيا مي توانيم خواسته آنها را برآورده كنيم؟

چقدر مي توانيم به تفريح آنها برسيم ؟

چقدر حوصله شنيدن حرفهايشان را داريم ؟بازي پيشكش!!!

بچه هاي ما در اين چهار ديواري آپارتمان كه به مانند زندان است چكار مي توانند بكنند!!

مي توانند مانند دوران كودكي ما آزادانه بيرون بروند؟

تراكم بچه هاي همسايه و فاميل در اين دوره هم وجود دارد؟

با چه كسي بايد بازي كنند ؟كدام هم سن سال خود را براي بروز هيجان دارند ؟

آنها نياز دارند در ميان همسالان خود تعريف كنند: از آرزوها، دوست داشتنيها،اميال،دنياي خود و حتي گاهي دروغ پردازيهايشان بگويند.(آيا ما حوصله داريم شنونده خوبي براي اين چيزها باشيم)

واي كه اگر ما جاي اين بچه ها بوديم دپرس مي شديم !!!ولي طفلكيها حتي وقتي بچگي هم مي كنند بايد قرص هاي آرام بخش مصرف كنند!!!

راههاي درمان اين اختلال:

براي درمان دانستن اين نكته ضروري است كه درمان سريعي براي اين اختلال وجود ندارد،مي بايست  ابتدا سعي كنيم اين اختلال را  در همان مقطعي كه هست كنترلش كنيم. كه اين نكته بسيار مهم است، بعد با استمرار در اين امر مي توانيم به درمان برسيم:

1- فرزندان كارهايي را انجام مي دهند كه ما انجام مي دهيم : والدين الگوي كودك خود هستند آنچه  آنها انجام مي دهند آنان نيز طوطي وار انجام مي دهند يادمان باشد براي ياد دادن كاري بايد خودمان هم انجام دهيم نه فقط صحبتش را بكنيم ما بايد از كلمه لطفاً استفاده كنيم تا آنها نيز آنرا بياموزند.

2- احساساتمان را به آنها نشان بدهيم: احوالمان را در قبال رفتارشان صادقانه بگوئيم زيرا ما آينه رفتار او هستيم بايد در نوع رفتار و گفتارمان دقت كنيم زيرا الگوي رفتاري و كاري او هستيم آنها حتي كارهاي ما را با احساسات ما ضبط مي كنند.

3- آنها را تشويق به كارهاي خوب بكنيم: در قبال پيشرفت و انجام كار خوب تشويق شوند،تشويق در قبال كار خوب حتي با جمله هاي مثبت،من به تو افتخار مي كنم كه فرزند من هستي!!!

4-برقراري ارتباط مستقيم و قوي: با او ارتباط قوي و رو در روي داشته باشيم در مقابلش قرار بگيريم،وقتي ما به فرزندمان نزديك مي شويم و از دريچه قدرت(بلند قدي،قوي بودن و...)استفاده نكنيم، بنشينيم و با او حرف بزنيم هم قد و هم كلام احساسي او شويم.

5- شنونده خوبي براي گفته هاي آنها با شيم: بگذاريم عقايدش را بگويد تا دچار نا اميدي نشوند به نوعي آنها بايد انرژي گفتاري خود را تخليه كنند در اين راه بايد حوصله و وقت بگذاريم.

6- به قولهايمان عمل كنيم: سعي كنيم قولهايي بدهيم كه از عهده انجام آنها بر بيائيم. و آنها نيز بياموزند كه به وعدهاي خود عمل كنند.

7- وسايل با ارزش را از دسترس آنها دور كنيم: به خاطر رفتارهايشان كه غالباً تكانشي و بي قانون است بايد پيش بيني كنيم و براي عدم برخورد فيزيكي با وسايل با ارزش و قيمتي آنها را دور از دسترس قرار دهيم تا با اين كار جلوي ضرر مادي و ناراحتي بعدي را بگيريم.  

8- مشخص كردن مرزها: خط كشي ها ، دايره حركتي ـ مي بايست ميزان دخالت در كارهاي فرزندانمان رامشخص كنيم و لزوم انجام آن را بسنجيم و ميزان پاسخ منفي به آنها را پائين بياوريم تا از بروز كشمكش جلو گيري شود  

9- بي توجهي به فريادهاي آنها: خواسته هاي توام با داد و فرياد او را با نه پاسخ دهيد تا متوجه شود با اين شيوه كارش پيش نمي رود و بايد قوي باشد و از راهش وارد شود و خواسته هايش را درست و منطقي عنوان كند. 

10-خواسته هايمان را آسان و راحت با فرزندان مطرح كنيم: خواسته هايمان را مشخص و ساده با آنها در ميان بگذاريم و تفكراتشان را در يك مسير مثبت قرار بدهيم و حتي المقدور از به كار بردن جملات منفي اجتناب كنيم .

11- به آنها فرصت و مسئوليت بدهيم: اجازه بدهيم در راه رشد مسئوليت رفتارش را خودش بپذيرد كمتر در اين مورد در كارش دخالت كنيم و بخواهيم به حرفهاي ما كامل گوش كند او بايد تجربه كارهاي خودش را ببيند تا خودش به نتايجي منطقي برسد

12- يكبار بگوئيد و فرصت اجرا بدهيد: انتقاد دائم منطقي نيست و باعث خسته شدن خودتان مي گردد پس ياد گيري را در قالب بازي به او بياموزيد و اهميت اين بازي را به او گوش زد كنيد

13- براي او اهميت قائل شويد تا بفهمد فرد مهمي است: با واگذار كردن كارهاي ساده منزل به وي او را در امور خانه سهيم كنيد تا او نقش خود را به عنوان يك فرد مهم در خانواده احساس كند سپردن كارهاي بي خطر منزل به آنها باعث مي شود كه:

الف) او تبديل به فردي مسئوليت پذير گردد.          ب) اعتماد به نفس در او به وجود آيد 

ج) كمك خوبي براي ما مي شود

14- بگذاريد از حقش دفاع كند: بايد در زندگي براي او موقعيتهايي را فراهم آوريم كه از حقوق خودش دفاع كند و درك كند كه جايگاهش و حد و مرز حقش كجاست.

15- كارهاي پويا ودر حال حركت به آنها بسپاريم:كارهايي به آنها بسپاريم كه دائماً در حركت باشند(مثل آوردن وسايل،پيغام بردن و...)در هنگام كار يا درس به آنها فرصت تعويض جا بدهيم و از حركت آنها خسته نشويم.

16-اجازه انجام بازي با دستانشان را به آنها بدهيم: وقتي زمان گوش كردن به صحبتها يا درس خواندن است اجازه بدهيم با دستان خود كارهايي انجام دهند(مثل بازي با مداد يا خودكار،تا كردن ورق،ضربه زدن به توپ با دست و پا و...)تا انرژي مضاعف آنها همزمان تخليه شود.

17- لبخند هديه شما به او باشد: با هر ترفندي كه مي توانيد با او شوخي كنيد(شوخي هاي ساده) سعي كنيد لبخند را به او هديه كنيد كه همين كار به ظا هر ساده باعث كاهش تنش هاي رواني و كشمكش هاي دروني وي مي شود

18- رفتارهاي درستش را تقويت كنيد:كارهاي خوبش را بزرگ نمايي كنيد و سعي كنيد به او بياموزيد كه همه چيز در سايه آرامش و منطق به دست مي آيد،رفتار هاي مناسبش را بي پاداش نگذاريد تا براي تكرار اين رفتار اهرم خوشايندي را احساس كند.

19-به او نشان بدهيد چه توقع رفتاري از او داريد: وقتي بچه ها بدانند كه والدين از آنها چه توقع رفتاري دارند و ما نيز خواسته هاي آنها را درك كنيم. وقتي آنها پيش بيني عكس العمل ما را در مقابل رفتارشان بتوانند حدس بزنند مي توانند رفتار خود را انتخاب كنند و ما نيز مطمئناً مي توانيم به آنها اعتماد كنيم.

20- شيوه رفتارتان را در مقابل بد رفتاري او تغيير دهيد و تنبيه هاي معقول در نظر بگيريد: در برابر بچه هايتان از تنبيه هايي استفاده كنيد كه به آنها بياموزد كه در برابر اعمال و رفتارشان مسئول اند بچه ها با تنبيه هاي معقول به خوب زندگي كردن تشويق مي شوند.اين تنبيه ها مي توانند شامل محدود كردن و كوتاه كردن زمان هاي بيرون بودنشان باشد. فراموش نكنيد وقتي از دستشان عصباني هستيد به هيچ عنوان آنها را
تنبيه نكنيد .

هر كاري كه مي شود انجام دهيم تاكمكي به رشد اعتماد به نفس آنان باشد، اجازه بدهيم كارهاي شخصي خود را با نظارت نا محسوس ما خودشان انجام دهند و از اين كار ها لذت ببرند و بفهمند كه در حال رشد هستند.

و اما مطلب آخر:

بيائيم قبل از هر تصميم به وظايف خود در قبال كودكانمان خوب فكر كنيم ميزان حق آنها را در قبال پدر و مادر بودنمان مشخص كنيم. ببينيم چقدر براي آنها زمان مفيد مي گذاريم آيا آنها به اندازه كافي در روز با ما هستند تا نيازي به خود نمايي بيش از حد در اندك زمان با هم بودن
نداشته باشند .

آنها را از فضاي زندان وار گونه آپارتمانها خارج كنيم تا انرژي نوجواني خود را تخليه كنند تا از در ديوار بالا نروند. محبت خود را به آنها نشان دهيم و اين كار را در حد رفع تكليف انجام ندهيم.

چقدر كودك مي شويم تا همبازي آنها باشيم بايد وقت و طاقت خرج كنيم تا اين كارها را انجام دهيم

اصلاً تا كنون فكر كرده ايم اگر نمي توانستيم چرا اقدام به فرزند دار شدن كرديم !!!

اميدوارم شما وقت كافي براي اين امر داشته باشيد چون هر چقدر در اين مقطع كم فروشي كنيم در مقطع بالاتر مي بايست بابت راه نيامدنمان بدويم آنهم به صورت تند و نفس گير !!

منابع:

-کاپلان&سادوک(جلد۲)

-راهنمای تشخیص آماری اختلالات روانی(DSM IV)

-ترجمه:آ.مهبد             http://raisingchildren.net                                                                       

موفق باشید.

 

نوشته شده توسط ح_ برومند در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389 ساعت 16:54 | لینک ثابت |

 

     ‹‹چگونه بهتر مطالعه کنیم 3››

                          

 

‹‹ چگونه بهتر كنفرانس يا سمينار بدهيم ››

ابتدا از تمامي عزيزاني كه اين مطلب را مطالعه مي كنند و به نوعي گذر زمان آنها را از دوران دانش آموزي دوركرده و به مدارج بالاتري رسانده است عذر خواهي مي كنم كه در بيشتر موارد اين مبحث از واژه دانش آموز براي مخاطبانم استفاده كرده ام (همگي تا آخر عمر به نوعي در همه زمينه ها دانش آموز محسوب مي شويم!!!) اميدوارم شما عزيزان اين موضوع را كاملاً درك كنيد.

- وقتي استاد مي خواهد از روي فهرست اسامي، فرد مورد نظر را براي كنفرانس يا سمينار انتخاب نمايد اكثر بچه ها (بويژه آنهايي كه طبق ليست جز نفرات اول محسوب مي شوند)دل توي دلشان نيست ودلهره عجيبي آنها را فرا مي گيرد، به نوعي دنبال فرار از اين امر يا آماده كردن بهانه هستند.

چرا اين حالات به وجود مي آيد؟ آيا از ترس است؟ آيا ازبي حالي و تنبلي است؟ و يا...

ببينيد اينها نيز مي توانند از دلايل اين امر باشند !!! اما خوب مي دانيم اصل ماجرا را بايد در جاي ديگري جستجو كرد!!!

تصور كنيد قرار است در مقابل 20 الي 30 نفر بايستيد و برايشان سخنراني كنيد!!! آنهم دوستاني كه تا همين چند لحظه پيش همه چيز را با هم به سخره مي گرفتيد از زمين و زمان لطيفه مي ساختيد!!!  بايد قبول كنيم كه ميزان جدي بودنمان در مقابل شوخي ها يمان بسياركم تر است!!!

- سر تا پايمان در معرض ديد دوستانمان است ، پچ پچ هايشان  كاملاً مشهود است حال در هر زمينه اي كه باشد ما آنرا به خودمان مي گيريم!!!

-  نكند در ظاهر و پوششم ايرادي وجود داشته باشد ؟ نكند در حرفهايم گاف خاصي بدهم؟ مرا مسخره ميكنند؟ و...

آري اولين اتفاقي كه برايمان مي افتد تمركزمان را از دست مي دهيم!!! نسبت به همه چيز و همه كس شكاك مي شويم !!!

وقتي هم كه يك قسمت كار از دستمان خارج مي شود به صورت خودكار تا بيائيم آن را جمع و جوركنيم قسمت هاي بعدي و به تبع آن رشته كار از دستمان در مي رود و احساس مي كنيم دنيا روي سرمان  در حال خراب شدن است!!! ضربان قلبمان تند تر مي شود دماي بدن بالا ميرود شروع    مي كنيم به عرق كردن و استرس حاكمه به ما امكان بازيابي را نمي دهد!!!

آبرويمان جلوي استاد و دوستا نمان رفته، حال بايد چكار بكنيم؟

با دوستان بجنگيم!!!آنها را به خاطر اين اتفاق شماتت كنيم؟ گناه را به گردن چه كسي بيندازيم؟ بهانه بياوريم؟(مريض بودم، مشكل خانوادگي داشتم،كسي از فاميل را در قبر دراز كنيم؟ يا...)

تمام اينها نمي تواند پاسخ خوبي براي ما باشد!!! اينها همه مكانيسم هاي دفاعي است كه ما به كار مي بريم تا شخصيتمان پا بر جا بماند وخجالت زده در مقابل نا تواني خودمان نشويم!!! 

واقعاً كسي مقصر نيست!!! مقصر اصلي خودمان هستيم كه قبل از ياد گيري مطلب كنفرانس، مديريت كلاس و مقابله با واقعيت ها را تمرين نكرده ايم!!!

پس حالا ديگر دليل تراشي  و فرار از واقعيت درست نيست چون اساتيد  بايد هر روز بابت كارهاي دانش آموزان ساعتها توجيه مي شوند و... خوب است بدانيم آنها قبل از تدريس آموزشهاي لازم جهت  برخورد با اين تنش ها را ديده اند و به نوعي در اين زمينه ها با تجربه هستند!!!

حال سعي مي كنم به شما خوانندگان عزيز و دوستان گرامي كمك كنم تا حد ممكن اين مشكلات را از پيش رو برداشته و با موفقيت از عهده اين مهم برآئيد.

* ابتدا لازم است كه بگويم 3 قسمتي كه براي شما عزيزان به رشته تحرير درآورده ام مانند حلقه هاي زنجير با هم در ارتباط هستند و براي ياد گيري هر مرحله به مراحل قبلي نياز مبرمي مي باشد فلذا قبل از خواندن اين مطلب ضروري است دو قسمت قبلي را كاملا مطالعه و تمرين نمائيد، تا با آمادگي كامل پا به اين مرحله گذاشته و آنرا بياموزيد.

* تمركزعامل جدايي ناپذير اين قسمت است ما بايد در تمامي مراحل از اين اصل غافل نشويم 

در بيشتر موارد ايجاد غرور كاذب (من كنفرانس بدهم !!! عمراً !!! كنفرانس كار بچه هاي  درس خونه، نه من...) و خجالت باعث عدم موفقيت در انجام كنفرانس مي شود!!!

همچنين اجبار درقبول كردن كنفرانس در يك زمان معين و يك موضوع از پيش مشخص شده نيز از عوامل فرار يا اجتناب از اين امر است.

همه افراد با هم يكسان نيستند!!! بعضي ها ذاتاً مدير هستند،و يا با جنبه بالا و تمركز خيلي خوب بار آمده اند.

*اين نكته هميشه يادمان باشد وقتي در جايگاه مستمع نشسته ايم هيچگاه سعي نكنيم سريع احساسات خودمان را بروز دهيم  و كلاس را     ناخواسته بهم بزنيم تا براي زماني كوتاه ديگران را بخندانيم اين كار باعث بهم خوردن تمركز سخنران مي شود و اين خاطره بد در ذهن او مي ماند تا روزي كه نوبت كنفرانس شما شود ،آنوقت است كه او با علم از كار هاي شما  سخت تر در فكر انتقام خواهد بود پس هميشه به فكر فردايمان باشيم.

براي كنفرانس دادن 2 عامل تعين كننده وجود دارد :

1ـ استاد                              2ـ كنفرانس دهنده(دانش آموز)

ـ استاد:

نقش بسيار تعين كننده اي در شكل گيري كنفرانس يا سمينار دارد ، ايشان مي بايست از ابتدا تا انتهاي كار بسيار دقيق  و مو شكافانه با موضوع برخورد كند.

وي مي بايست در انتخاب موضوع براي كار ( كنفرانس يا سمينار ) نظر و سليقه دانش آموزان را نيز مد نظر قرار داده و نزديك به خواست آنها موضوعاتي را انتخاب نمايد و ترجيحاً در صورت امكان مي بايست اجازه دهد به صورت گروهي در اين زمينه فعاليت شود،گروه هايي بين 2 تا 5 نفر (تعلق به جمع ،گروهي كار كردن باعث قبول مسئوليت و احساس وظيفه در قبال مسئوليت است كه در زندگي آينده نيزكار گشاخواهد بود)، همچنين اجازه بدهيد موضوعات را به صورت انتخابي جهت فعاليت انتخاب نمايند و با اين كار علاقه به همراه همكاري مشترك با هم پيوند خواهد خورد واين اولين جرقه جهت حركت بسوي بهتر كار كردن است. اين همان علاقه است كه در مباحث قبل مفصل در موردش صحبت شد حال مي بايست حتماً راه درست كنفرانس يا سمينار دادن را به صورت تيتر وار به آنها آموزش بدهيد تا همه در يك مسير مشخص قراربگيرند،اما اجازه بدهيم خلاقيت خود را نيز در چار چوب ارائه شده به اجرا بگذارند و به نوعي زمينه خود نمايي استعدادها را باز بگذاريم تا ميزان استرس كاهش پيدا كند (قوانين هميشه استرس زا هستند)  .

استادان گرامي مي بايست قبل از  شروع، محيط كلاس را براي فرد مورد نظر مهيا نموده و تا حد امكان تلاش نمايند تا كنفرانس دهنده خاطره بدي برايش باقي نماند. اين شرايط حتي براي دانش آموزاني كه شاهد و مستمع كنفرانس هستند نيز وجود دارد و آنها نيز از مواجهه با اين شرايط و قرار گرفتن در آن گريزان مي شوند واين همان مديريت استادان عزيز است.

اما در مرحله بعد از معلمين عزيز خواهش مي شود ميز يا تريبون خود را در اختيار كنفرانس دهنده قرار داده ودر سر جاي وي قرار بگيرد اين كار به نوبه خود چندين خاصيت مهم دارد كه تعدادي از آنها به استاتيد و ما بقي به دانش آموزان مربوط مي شود(در اين جا به مواردي كه مربوط به استاتيد مي شود مي پردازيم).

1ـ گرفتن احساس ترس يا همان استرس حضور استاد در جايگاهش

2ـ مديريت قوي تر بر كلاس

3ـ ايجاد ارتباط صميمي با كنفرانس دهنده

ـ (1) وقتي  استاد جايگاهش را واگذار مي كند و در جاي كنفرانس دهنده مي نشيند باعث ايجاد اعتماد به نفس در وجود كنفرانس دهنده مي شود و تكيه بر آن جايگاه بسياري از مشكلات را حل مي كند(در قسمت مربوط به دانش آموزان ريز تر به اين مسئله مي پردازيم)

ـ (2)  وقتي استاد در بين دانش آموزان قرار مي گيرد بالطبع كنترل بيشتري بر آنها خواهد داشت همچنين اين كار باعث خود داري دانش آموزان از بهم ريختن جوكلاس مي شود صميميت حا صله از اين كار بازدهي ديگري نيز در دراز مدت بهمراه خواهد داشت كنفرانس دهنده با وجود استاد در بين بچه ها احساس امنيت و كنترل بيشتري  خواهد كرد.

استاد نيز با دقت بيشتري مي تواند دانش آموزان خود را درك نمايد ومانند يك دانش آموز از كنفرانس دهنده سوال كند.

ـ (3) استاد با اين همكاري با كنفرانس دهنده و جايگاهي كه به وي اعطا مي كند صميميت و نهايت كمك خود را به او ابراز مي كند اين امر باعث عزت نفس و ارتقاء روحيه وي مي شود.

همچنين بودن استاد در بين دانش آموزان باعث ايجاد يك حاشيه امنيت براي كنفرانس دهنده و حمايت از وي مي باشد اين امر باعث ايجاد ارتباط صميمي بين دو نفر مي شود.

ـ كنفرانس دهنده( دانش آموزان):

در اين قسمت مي بايست موارد متعددي را مورد بررسي قرار دهيم كه در افراد مختلف يكسان نيست:

1- مواردي كه باعث عدم پذيرش كنفرانس مي شود

2- مواردي كه باعث اشتياق در قبول كنفرانس  مي شود

3- عوامل و مواردي كه بايد براي ارائه بهينه كنفرانس در تمام مراحل رعايت گردد

- (1)

الف: خجالت و ترس

اين حالت ناشي از نداشتن تجربه و قرار نگرفتن در اين شرايط مي باشد به خاطر همين هميشه دوست داريم و آرزو مي كنيم ما اولين نفر نباشيم تا حداقل تجربه ديگران را ببينيم، فكر قرار گرفتن در مقابل چشم دوستان، داشتن لهجه و يا لكنت زبان مي تواند باعث بهم خوردن تمركزمان شود، ديدن پچ پچ هاي ديگران و يا نيشخند هاي آنان كاملاً ما را بهم مي ريزد!!!

ب:استرس

اين حالت مي تواند با عث بهم خوردن تعادل فكري و عدم توانايي در ارائه و حتي عدم پذيزش مسئوليت شود همراه شدن اين امر با ترس، دماي بدن را بالا مي برد، تپش قلب را افزايش مي دهد، آدم به نفس نفس مي افتد و رشته كار كاملا ًاز دستش خارج مي شود. حالا به همه چيز مي شود فكر كرد جز اصل مطلب و تنها راه موجود پناه بردن به مكانيسم هاي دفاعي است كه مشكلي را درمان كه نمي كند هيچ بر مشكلات نيز   مي افزايد.

ج: مختلط بودن كلاس(دختر و پسر)

جلوي چشم جنس مخالف قرار گرفتن، استرس ، احتمال خراب كردن و از بين رفتن تصوير ذهني سا خته شده ما را بر باد مي دهد حال تصور كن در اين بين كسي باشد كه براي ما...

د: نداشتن هدف خاص

هميشه به دنبال فرار و پيچاندن هستيم ، دنبال كسب نمره از راههاي راحت تراز اينها مي گرديم، گاهي جرات نداشتن هم به اين موضوع اضافه مي شود حال در بعضي موارد بهانه اين است كه نمره در نظر گرفته شده براي اين كار بسيار اندك است وبه اندازه زماني كه از ما مي گيرد ارزش ندارد.

- (2)

 الف: كسب نمره جهت كمك به امتحان آخر ترم

ما از هر روشي به دنبال اين هستيم كه قبل از امتحان پاياني نمره كمكي براي خود دست و پا كنيم و از راههاي راحت اين نمرات را كسب نمائيم و چه وسيله اي بهتر از اين،از طرفي اين راه بهترين روش جهت استارت زدن براي  درس خواندن است

ب: توانايي هاي گفتاري و اطلاعاتي خود را در مقابل جمع بروز دادن

ما هميشه دنبال راهي هستيم تا به ديگران بفهمانيم چقدر خوب صحبت مي كنيم و اطلاعات بالايي داريم واين فرصت بهترين بهانه است تا خودمان را نشان دهيم البته به اين آساني ها هم نيست اما اگر كمي اراده كنيم هماني مي شود كه مي خواهيم (البته مطالعه نيز در اين راه بهترين كمك  براي ماست)

ج: عضو گروه شدن جهت انجام كارهاي تحقيقاتي و علمي

براي انجام يك كار گروهي تابع بعضي از شرايط شدن الزامي است كه پذيرش اين موارد خود ورود به گروه  را نويد مي دهد و باعث پذيرش ما در جمع مي شود كه در آينده نيز براي خوشايند خواهد بود.

-(3)

الف: قبل از كنفرانس(از زمان قبول تا روز ارائه )

1-  سعي كنيم حتي المقدور موضوعي را بپذيريم كه توانايي كسب اطلاعات در آن زمينه را داشته باشيم و همچنين بتوانيم موضوع مورد نظر را ارائه كنيم.

2- حال پس از قبول سعي كنيم اطلاعات جامعي را بدست بياوريم.                                             

تمركز بر روي موضوع، خواندن ،تمرين و ارائه كنفرانس بصورت صوري از مراحل اوليه اي است كه براي اين كار تمرينات در نظر گرفته شده  در قسمت هاي قبلي بسيار كارساز مي باشد. در ابتدامي بايست پس از قبول كنفرانس با در نظر گرفتن زمان موجود براي ارائه مطلب، برنامه ريزي دقيقي انجام دهيم و بر اساس اين برنامه زماني تمرينات خود را آغاز نمائيم و گفتار و دانسته هاي خود را آماده و قويتر كنيم و با تمرين اشكالات احتمالي خود را مرتفع سا زيم.                                                                                              

3- كسب اطلاعات حاشيه اي مرتبط با موضوع

- هميشه در اينگونه موارد بايد موضوعاتي مرتبط و نزديك به موضوع اصلي و همچنين مثالها و داستانهايي كوتاه جهت تفهيم بهتر موضوع آماده كنيم ، زماني كه جو كلاس از دست ما خارج شد     مي توانيم با سعه صدر و ارائه مسائل جذاب، جمع راآماده پيوستن به ادامه بحث كنيم.

 نبايد در اينگونه موارد بهم بريزيم و حتما فكر كنيم همه چيز همانطور كه حدس مي زديم اتفاق مي افتد.

4- مديريت در نحوه برنامه ريزي ارائه كنفرانس:

ما بايد ما نند يك مدير حرفه اي برنامه هاي در نظر گرفته شده را بر اساس شرايط و جو موجود  مبتني بر پذيرش كلاس ارائه دهيم و بدانيم از كجا بايد شروع كنيم ودر كجا با چه محدوده زماني مطلب را تمام كنيم.

ب: هنگام ارائه كنفرانس(از شروع تا انتهاي كار)

1-  مديريت زمان:  ما بايد روي مديريت زمان كار كرده باشيم و در زمان ارائه ساعت مچي مان را هميشه جلوي خودمان داشته باشيم و زمان را مديريت كنيم.

2-  مكان ارائه كنفرانس :بايد با خواهش از استاد بخواهيم تا به ما اجازه بدهد در جايگاهش  كنفرانس را ارائه كنيم .آنجا بهترين مكان براي اين كار است، چون احساس قدرت در ما ايجاد مي شود همچنين ما احساس مي كنيم جاي استاد هستيم و كلاس  تحت كنترل ماست.

3- احساس پوشانندگي و حفاظت: در پشت تريبون استاد احساس پوشانندگي به ما دست مي دهد ، ديگر نگران وضعيت ظاهري خودمان نيستيم و اينكه چگونه بايد بايستيم اين امر باعث حفاظت از بسياري موارد ظاهري مي شود كه پنهان شدن نيمي از بدن كه مشكل اصلي ما براي ايستادن  جلوي چشم ديگران است حل      مي شود، شامل خوب ايستادن، صاف بودن و ...

  وقتي جلوي ديگران قرار مي گيريم اضطراب اين كار باعث  احساس گرما و گر گرفتگي(استرس) در ما مي شود كه مي بايست با گرفتن ميز يا تريبون استاد گرماي بدن را با سرماي ميز جا بجا كنيم و تعادل را به بدن باز گردانيم اين موضوع به اين صورت است كه دست زدن به ميز يا تريبون سرد كلاس باعث انتقال انرژي هاي منفي به آن وتعادل نسبي ثمره اين فعل و انفعال است.

 3- نحوه ارائه كلامي مطلب: ما حتي بايد براي نوع گفتار هم برنامه داشته باشيم، چگونه شروع كنيم ، چگونه مطلب را ادامه دهيم ، با چه طرز بياني جو كلاس را تحت تاثير قرار دهيم ، چگونه حرف بزنيم كه كلاس خسته يا دلزده نشود يا دقت كنيم كه كلاممان براي مخاطبان زننده نباشد يعني بطور كامل مسير صحبت و نوعش را از قبل معين كرده باشيم

 4- مديريت بر كار: قبل از شروع يا در همان لحظات ابتدايي كنفرانس   مي بايست سعي كنيم مكانهائي كه موجهاي منفي صادر مي كنند را شناسايي كنيم و در همان ابتدا و  قبل از شروع كاملاً كلاس را برانداز كنيم تا در مورد گوشه گوشه كلاس شناخت بدست آوريم و تصميم خود را در مورد نحوه برخورد با كلاس يا اخطارهاي احتمالي به بعضي  را درنظر بگيريم

هميشه بايد خودمان را براي شوخي هاي احتمالي آماده كنيم و ميزان جنبه خود را تا حد امكان بالا ببريم تا زود بهم نريزيم وآمادگي كامل براي پاسخ گفتن به سوالات مخاطبان را داشته باشيم و در اين كار صبور باشيم مهمتر اينكه قبل از هر كاري يكبار خودمان شنونده صحبتهاي خودمان باشيم و سعي كنيم از خودمان اشكال بگيريم و سوال طرح كنيم تا به نوعي ميزان تمركزمان بالاتر برود.

با اين موارد استارت براي ارائه آسان تر است!!! نه؟؟؟                                                                 بايد در شروع صبر و تحمل داشته باشيم چون هميشه ابتداي كار بسيار سخت است!!!                                  

 تقسيم بندي زمان خيلي مهم است سعي كنيد هر طور شده مطالبتان را در زمان مقرر به پايان برسانيد مي بايست تمرين كرده باشيم كه رشته كار از دستمان خارج نشود و اگر شد نيز چگونه به كار باز گرديم  و از موضوع اصلي دور نشويم جو كلاس را ما بايد هدايت كنيم نه جو كلاس ما را ،ما بايد به مخاطبان بفهمانيم كه ليدر كيست!!!

همه چيز به جرات و جسارت شما بستگي دارد(اگر شما محيط را تحت كنترل و مديريت خود درنياوريد محيط شما را تحت كنترل خود در مي آورد به همين سادگي!!!

   5- مديريت بر خود

قبل از ارائه مطلب يك نفس كاملاً عميق بكشيد

يادمان باشد تُن صدا را بايد بر اساس موقعيت كلاس تنظيم كنيم ( بالا و پائين بردن تن صدا) اين كار باعث رفع حواس پرتي حاضران و زدودن خواب آلودگي احتمالي آنها مي شود!!!

بايد به موقع و صحيح از اعضا خود ، دست و چرخش سر و ميميك صورت كه براي بروز احساسات است جهت برقراري ارتباط و رساندن بهترمطلب استفاده كنيم.

حال با رعايت موارد گفته شده مي توان تا انتهاي كنفرانس با قدرت و مديريت بالا كار را به پايان رساند و از ارائه كار خود لذت برد!!!

دوستان من همه ما بالقوه مديران خوبي هستيم مگر آنكه خودمان نخواهيم و قدر اين استعداد خود را ندانيم!!!

هميشه به لحظه اي فكر كنيد كه تمام كلاس براي شما به خاطر ارائه بي نظيرتان دست مي زنند!!!

در انتها از شما عزيزان كه با سعه صدر  تاخير به وجود آمده در ارائه مطالبم را تحمل كرديد تشكر و عذرخواهي مي كنم اميدوارم بتوانم با شنيدن نقطه نظرات شما عزيزان موضوعات و مطلب جديدي را براي شما ارائه كنم .

همچنين در پايان جا دارد از آقاي  م- برزگر  وخانم  ر- سعيدي  بابت زحمت نقاشي اول مطلبم تشكر كنم و در راه رسيدن به اهدافشان برايشان آرزوي موفقيت داشته باشم.

                                                                                                                                                                                                                          پايان 

 

نوشته شده توسط ح_ برومند در جمعه بیست و پنجم دی 1388 ساعت 16:20 | لینک ثابت |

                      بدترين نوع آزار برای کودکان آزار عاطفي است!!!

وقتي از كودك آزاري صحبت به ميان مي آيد، بيشتر افراد به كتك زدن بچه ها و پرخاش و يا هر نوع آزار جسمي آنها فکر می کنند. البته بعضي هم هستند كه ميدانند نوع ديگري از آن، مثل سوء استفاده جنسي نيز وجود دارد. اما به راستي چند درصد از شما با سوء رفتار عاطفي يا رواني آشنا هستيد و همواره دقت مي كنيد كه مبادا ديگران، به ويژه كودكان را مورد سوءرفتار عاطفي قرار دهيد؟!

در اين مطلب سعي مي كنم شما را با سوءرفتار عاطفي آشنا كنم.

بسياري از كودكان و بزرگسالان به دليل عدم آگاهی مورد اين سوءرفتار قرار مي گيرند. هر چند نمونه هايي ناشي از تعمد در اين كار، بعضا نیز ديده مي شود.

همه سوءرفتارها چه جسمي، چه جنسي و چه عاطفي آثار مخربي بر سلامت روان و رشد و نمو جسمي و رواني دارند، اما در اين بين سوء رفتار عاطفي از اثرات نامطلوب بيشتري برخوردار است. در واقع به حالت شديد و مداوم آزار هيجاني، كلامي و طرد كردن كه باعث مختل شدن رشد جسمي و امكان نرسيدن كودك به قابليت هاي گوناگون وجود او مي شود، سوءرفتار عاطفي مي گوييم.

نمونه هاي فراواني را از اين سوءرفتار مي توانيم نام ببريم اما به چند مورد اكتفا مي كنم.

شما با انجام هر يك از كارهاي زير كودكان خود را مورد آزار عاطفي قرار مي دهيد:

1- تحقير كردن و دست كم گرفتن كودك

2- محدود كردن بيش از حد كودك

3- جلوگيري از ارتباط با كودكان و عدم اجازه براي بازي كردن

4- تمسخر و انگ زدن هايي چون « تو نمي فهمي!»« تو به جايي نمي رسي»

5- سپر بلا كردن بچه ها: مثلا بعضي والدين ها بچه ها را درگير فعاليت هايي مي كنند كه مختص بزرگسالان است. مادري يك جنس معيوب را از مغازه دار مي خرد و چون مي داند احتمال درگيري با فروشنده را هنگام باز پس دادن خواهد داشت، از فرزندش مي خواهد آن را پس بدهد و اين بچه مورد هدف پرخاشگري فروشنده قرار مي گيرد.

6- ارعاب و تهديد به هر شكلي كه باشد از يك دوستت ندارم تا « ديگه مامانت نيستم» مي تواند آزار رواني مخربي باشد.

7- تبعيض بين فرزندان

8- انتظارات نا مناسب با سن كودك يا شرايط جسمي اش

9- انتظار از اينكه كودك نقش هايي را عهده دار شود كه مربوط به او نيست. مثلا در هنگام درگيري والدين دخالت كند و يا نقش قاضي را بازي كند.

10- خشونت خانگي مانند :ديدن دائمي دعواهاي والدين

نوشته شده توسط ح_ برومند در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 13:5 | لینک ثابت |
                                 

                                             

                    15 روش براي كنترل كودكان پيش فعال

 حتما ديگر همه مي دانيم كه پيش فعالي در كودكان چه بيماري اي است و كودكان پيش فعال چه علائمي را از خود نشان مي دهند؛ بي قراري، كم توجهي، بي دقتي و خيلي از علائم مشابه كه البته اگر تا سن خاصي ادامه يافته و درمان نشوند، حتما كودك را در بزرگسالي به سمت رفتارهاي پرخطر سوق مي دهند. البته شايد خيلي از والديني كه چنين فرزنداني دارند، هنوز نمي دانند كه در برابر پيش فعالي كودك خود چه عكس العملي را بايد نشان دهند. راهكارهاي زير ممكن است در اين مورد به شما كمك كنند:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح_ برومند در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 15:26 | لینک ثابت |

 

                                 

به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!

نحوه امتاز دهی به شرح ذیل می باشد؟!!!

1-همیشه             4امتیاز
2-بیشتر اوقات       3امتیاز
3-برخی اوقات       2امتیاز
4-به ندرت            1امتیاز

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح_ برومند در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ساعت 10:30 | لینک ثابت |
                                            لحظه هاي موفق در تربيت فرزند

                                                                               

 تربيت مهمترين مسئوليت پدر و مادر نسبت به فرزند است. آينده ي كودك در گرو رفتار صحيح والدين و نشان دادن عكس العملهاي مناسب در موقعيتهاي خاص است. در عين حساس بودن تربيت صحيح، با عمل به چند نكته مي توان با موفقيت بدان رسيد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح_ برومند در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت 10:50 | لینک ثابت |

 

                                                                      

                                                       استرس چیست؟

استرس فشار و فرسایش بدن به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما می‌گذارد و می‌تواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. در صورت مثبت بودن ، اثرات استرس ما را ناگزیر به عمل می‌کند، هوشیاری تازه و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان می‌آورد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح_ برومند در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت 9:54 | لینک ثابت |

                                                         اعتماد به نفس

                                           

 اعتماد به نفس تأثير مهمي در سازماندهي رفتارهاي سالم و سازنده فردي و اجتماعي انسان‌ها دارد، در نتيجه والدين، نهادها و مربيان آموزشي همه مي‌خواهند بدانند بهترين راه براي دروني كردن اين حس در كودكان و نوجوانان چيست؟ به ويژه كه پژوهشگران روانشناسي نيز معتقدند فقدان اعتماد به نفس در افراد، پايه و اساس بسياري از معضلات اجتماعي است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح_ برومند در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ساعت 13:3 | لینک ثابت |

                 

استرس با پدید آوردن تاثیرات مخربی در وضعیت جسمانی و روانی شرایط زندگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این شرایط عملکرد شغلی فرد ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد. اغلب افراد دچار استرس که نمی‌توانند کنترل و مدیریت مفید استرسی داشته باشند با کاهش عملکرد شغلی مواجه می‌شود کسالت ، بی حالی ، عصبانیت ، بی‌خوابی معمولا توانایی فرد را در انجام وظایف شغلی و حتی روابط کاری او تحت تاثیر قرار می‌دهد و مشکلات افزونتری را برای او بوجود می‌آورد. از سوی دیگر روابط خانوادگی این افراد معمولا مختل می‌شود. 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ح_ برومند در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ساعت 13:1 | لینک ثابت |