X
تبلیغات
مشاوره و روانشناسی - (چگونه بهتر مطالعه كنيم 2)

                                             

                      

                                   (چگونه بهتر مطالعه كنيم)

دوستان و خوانندگان عزيز با تشكر فراوان از محبتهاي  شما عزيزان كه در قالب نظرات و پيشنهادات در اختيار بنده قرار داده ايد، همه اينها چراغي در فرا روي كارهايم براي بهتر و دقيق تر نوشتن مطالبم گرديد اميدوارم با مطالبي كه برايتان به رشته تحرير در مي آورم ذره اي از  محبتهاي شما عزيزان را جبران نموده باشم.

 باز هم بابت تاخير در به روز كردن وبلاگم  از همه شما دوستان عزيز عذر خواهي مي كنم و شرمنده پيگيري هايتان شدم!!

                         2ـ چگونه بهتر و راحت تر درس بخوانيم:     

ابتدا مواردي كه باعث درس نخواندن مي شود را به اختصار مرور مي كنيم و بعد به مبحث اصلي خود(چگونه بهتر و راحت تر درس بخوانيم) باز مي گرديم:

1ـ حواس پرتي و به دنبال آن پائين آمدن دقت.(بخش اول مطلب،چگونه بهتر مطالعه كنيم 1)

2ـ كار امروز را به فردا واگذار كردن(اهمال كاري و پشت گوش انداختن)

3ـ  انتخاب محيطي نا مناسب با خلق و خوي ياد گيري مان وانتخاب غلط زمان درس خواندن.

4ـ  عدم علاقه به درس خواندن  و بدنبال آن استفاده از جملات منفي در اين زمينه كه باعث شكل گيري تفكر درس گريزي در ذهن ما ميشود (هر چه بخوري مزه همان را متوجه مي شوي)

5ـ تغذيه نامناسب براي روح و جسم قبل از مطالعه

6ـ بروز  تنش هاي خلقي و روحي

7ـ برنامه ريزي نامناسب و نحوه غلط درس خواندن و اصرار بر اشتباه به علت هاي مختلف

ـ هميشه علاقه در اثر شناخت خوب به وجود مي آيد، وقتي ما بر موضوعي اشراف كامل و شناخت داشته باشيم به آن علاقه مند مي شويم(وقتي قانون يك بازي  ورزشي را بلد هستيم به آن علاقه مند مي شويم و پيگير آن هستيم،يا اگر سريالي را از ابتداي آن تماشا نكرده باشيم وقتي در اواسط پخشش بيننده آن مي شويم علاقه اي به دنبال كردن ادامه اش نداريم)

پس شناخت اوليه يكي از اركان بوجود آمدن علاقه است،حال براي علاقمند شدن به يك مطلب يا مبحث بهتر آن است كه ابتدا بدانيم موضوع آن حول چه محوري مي چرخد؟ بر چه نكاتي تكيه دارد؟ سبك وسياق آن چيست؟؟ ما چگونه مي خواهيم با آن ارتباط بر قرار كنيم و آن را بيا موزيم!!!به نوعي اين كارها قانون و روش مطالعه است.

ـ بايد سعي كنيم مطالب را به زبان خودمان ساده و بي آلايش ويرايش كنيم(تا بهتر آنرا درك كنيم)

هيجان +علاقه +تمركز و مطالعه = ورود مطالب به حافظه و باقي ماندن آنها

مطالب هيجاني بهتر و با دوام تر در ذهن رمز گرداني و به حافظه منتقل مي شود.

شوخي كردن  با مسائل و به صورت خنده دار با آنها برخورد كردن پايداري آنرا در ذهن بيشتر مي گرداند

اگر از شما در مورد يك فيلم يا داستان كمدي (مضحك)كه براي چندين سال قبل هم باشد سوال شود  شما آنرا به راحتي به خاطر مي آوريد حتي با جزئياتش!!!!ولي يك كتاب ،نوشته يا فرمول علمي را سخت به ياد مي آوريد اين به خاطر عدم بار هيجاني و جذابيت در آن است و به همين دليل خوب در مغز جا ريزي نمي شود

سعي كنيد براي مسائل و درسهاي خود مثال و نمونه هاي مهيج و خنده دار پيدا كنيد و آن را به مطلب اصلي متصل كنيد كه باعث يادآوري و به خاطر سپاري آسان آن مي شود اين موضوع  علاقه شما را به درس زياد و به دنبال آن به خاطر سپاري شما را تقويت مي گرداند.

ببينيد خوب مي دانم در هر مسير دشواري و سختي  موجود است، اما اينها نبايد باعث دلسردي ،افسردگي و نا اميدي شود چون خيلي زود تمركز و دقت خود را از دست مي دهيم ما بايد دست از  تلاش بر نداريم حتي اگر شكست هم خورديم مهم نيست چون ما تمام تلاش خود را كرده ايم.

تمرينات تمركز در قسمت اول (تمركز بيشتر ،ياد گيري بهتر )را به خاطر مي آوريد آن تمرينات نيز اگر با تلاش ،پيگيري و علاقه نباشد شما را خسته مي كند و برايتان مشكل درست مي كند ولي اگر كم كم،با برنامه و ساده جلو برويم برايتان  شيرين مي شود و كم كم با بار هيجاني و تاثيرش برايتان ايجاد علاقه و در آخر نيز لذت بخش مي شود چون تمام دشواري ها به نوعي هموار گرديده است.

هيچ وقت از ابتداي درس خواندن به حجم كتاب توجه نكنيد و كتاب را ورق نزنيد تا حجم آنرا ارزيابي كنيد بيشتر سعي كنيد به همان قسمتي كه براي خواندن بر اساس زمانبندي در نظر گرفته ايد توجه كنيد و حجم كتاب را همانقدر ببينيد،بيشتر به لذت پايان يافتن درس طبق برنامه  و ياد گيري آن فكر كنيد،هميشه سعي كنيد هر روز به برنامه همان روز توجه كنيد و به كليت موضوع توجه نكنيد، شما بايد فقط برنامه همان روز را اجرا كنيد و سعي كنيد تا موفق شويد (پس لازم نيست كتاب را ورق بزنيد و حرص بخوريد كه آيا موفق مي شوم اين كتاب را طبق اين برنامه تمام كنم!!)شما توانسته ايد بر اساس برنامه امروز موفق باشيد. پس مي توانيد فردا هم موفق شويد همين!!!

هدف خود را تعين كنيد يعني بدانيد هدفتان چيست(براي چه چيزي درس مي خوانم و چقدر بايد بخوانم تا به چه چیزی برسم) اين كار تمركز ما را بالا مي برد و ميزان حواس پرتي را كاهش ميدهد.

اين را بدانيد كه هدف نبايد دست نيافتني و دور  باشد، هدف بايد واضح و دقيق باشد بايد دسترسي به آن منطقي باشد.

همچنين هدف خود را تمام كردن كتاب يا درس قرار ندهيد بلكه هدف خود را دريافتن سوالات ذهن خود و فهميدن مطالب قرار دهيد. بيشتر به سوالات ذهني خود پاسخ دهيد. از كتاب براي خود سوالاتي استخراج و هدف را يافتن پاسخ آن قرار دهيد.

مثلا: چرا و چگونه سلسله قاجاريه روي كار آمد و از صفحه قدرت محو گرديد؟

فهم و درك معني واقعي سوالات و درس ميزان حواس پرتي را كاهش مي دهد و باعث رفع آن مي شود. (راستی میدانید حداقل 50%جواب  درسوالات نهفته است!!!امتحان کنید!!سوال را خوب بخوانید و حلاجی کنید!!!)

روشهاي خوب مطالعه كردن :

ـ تند خواني : يكي از راههاي بزرگ  تمركزو كاهش حواس پرتي است البته نه طوطی وار خواندن بلکه تند خواندن يعني سرعت خواندن را بالا بردن در اين حالت ما مجبوريم براي سرعتي كه به كار گرفته ایم بيشتر حواس خود را جمع كنيم.

ـ مطالعه اوليه : يعني قبل از شروع به درس خواندن یا حضور در سر کلاس در مورد آن مطلب اطلاعات جانبي کسب كنيم و به نوعي حس كنجكاوي خود را تحريك كنيم. ذهن كنجكاو تشنه حل مسائل مي شود و دقت را بالا مي برد و به دنبال آن میزان فهم بالا مي رود.

ـ سوال كردن : ذهن خود را قبل از مطالعه و درس خواندن همانطور كه قبلآ هم گفتم با سوالات آماده و هدف دار كنيد.همچنین در موقع درس خواندن یا شنیدن سعی کنید ذهن خود را پویا کنید وسوال طرح کنید و پاسخش را حتمآ بیابید و یابگیرید(اما از اصل مطلب دور نشوید)

ـ نوشتن : چقدر جالب است هميشه در حال درس خواندن يا سر كلاس ورق و كاغذ همراه داشته باشيم. اين دو ابزار در يادگيري نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند و نکته برداریهمیشه باعث پویایی ذهن می شود.

 

يادداشت برداري يا نوشتن باعث و بوجود آمدن موارد زير مي شود:

·       ايجاد فضاي خالي در ذهن(خالي كردن فضا هايي از ذهن با نوشتن و آماده شدن جهت پر نمودن فضا هاي بوجود آمده)

·       تحريك حافظه(تحريك و كنجكاو نمودن ذهن به واسطه ياداشت برداري و بوجود آمدن انواع سوالات جهت پيدا كردن پاسخهاي آن)

· از بين رفتن وسواس ذهني(وقتي مطلب جديدي را فرا مي گيريم ذهن خودكار وسواس پيدا مي كند مطالب قبلي را فراموش نكند و همچنين چون خودمان نكته ها رامی نویسیم دیگر ایراد و وسواس به آن وارد  نمي كنيم،چون به نوعی به زبان خودمان می نویسیم)

· تاكيد بر درك و فهم مطلب(ما وقتي چيزي را مي بينيم و مي شنويم با نوشتن آن يك مرور دوباره روي انجام مي دهيم و همچنين با تاكيد بر روي نکته های سخت باعث مي شويم ذهنمان تسهیل آن مطلب باشد.)

· تداعي نوشته ها(وقت خواندن نوشته ها برای ما دوباره تداعی می شود)

كه اين آخري در پي خواندن، سوال كردن و نوشتن حادث مي شود.

خوب مرور كردن – تند خواندن – سوال كردن – نوشتن موارد مهم در نهايت تداعي آنچه نكته برداري شده است را در بر دارد!!!

حال در اين بين حواس پرتي هميشه با ما همراه است ما مي توانيم آنرا كاهش دهيم اما نمي توانيم آنرا از بين ببريم خیلی از موارد آنرا كاهش مي دهد كه به پاره اي از آن مي پردازيم.

 

 

مكانهاي درس خواندن ( كه بسته به خلق و خوي و نوع يادگيري افراد متفاوت است) :

 * سكوت

* مطالعه در پارك و فضاي سبز

*مطالعه به همراه موسيقي

* مطالعه در حال حركت و قدم زدن، نشستن و دراز كشيدن

*مطالعه با صداي بلند

*مطالعه به صورت كنفرانس صوری

(ما بايد خوب بفهميم كه بهترین راه برای يادگيري مان چگونه است و چگونه می توانیم راحت تر مطالعه كنيم بايد آنرا بيابيم).

نقش زمان:

زمان نقش قابل انكاري در يادگيري دارد قبل از بحث زمان به يك نكته اشاره مي كنم و آن مغز انسان است كه فرمانده غيرقابل انكار بدن است پس بايد اين فرمانده را خوب بشناسیم و درک کنیم تا بتوانیم دقيق از آن بهره برداري كنیم وبه خا طر بسپاریم. ما بايد بفهميم چه تغذيه اي مناسب و چه لحظه هايي اين فرمانده  میزان پذيرنده گیش بیشتراست

تغذيه هاي مهم براي مغز آب، اكسيژن، قند است اگر اين 3 به ميزان لازم و در وقت خوب مصرف شود بهترين میزان آمادگي را براي ذهن فراهم مي كند ساعاتي كه مغز فعاليتهاي روزمره اش را انجام داده و فقط مشغول فعاليتهاي عادي  روزمره خود است و دغدغه اي ديگر  مثل خواب، هضم غذا، گرسنگي يا تشنگي را ندارد این زمانمغز انسانبیشترین میزان پذیرندگی را برای فرا گیری دارد( بهترين ساعات براي مطالعه و درس خواندن دست كم يك ساعت بعد از غذا خوردن است)

بهترین ساعات برای مطالعه 8 الي 11 صبح15:30 الي18:30 بعدازظهر و20:30 الي22:30 شب است.

ما بايد سعي كنيم خود را به مطالعه كردن در زمانهاي خاص و مناسب شرطي كنيم. ببينيد اگر بدن به ساعات مشخصي براي مطالعه عادت كند خودكار در آن ساعات عطش ورزي به يادگيري را نشان مي دهد.

 

ببينيد تمركز فقط ريلكس شدن و بالا بردن دقت نيست. ما بايد يادمان باشد براي انجام هر كاري قبل از آن بايد گارد آنرا بگيريم تا آمادگي آنرا پيدا كنيم ( ما اگر مي خواهيم فوتبال بازي كنيم بايد از قبل در جلسه توجيهي  تیم و تمرينات گروهی شركت كنيم تا برای بازی آماده شویم)

هيجانهاي عصبي، ترس، خشم، اضطراب، كينه و ناراحتي به ميزان قابل توجهي دقت و تمركز را پائين مي آورد، وقتي هيجاني مي شويد سعي كنيد نيم ساعت بعد از آن به مطالعه بپردازيد چون بدن تحت تاثير آن هيجان است و نمي تواند بر روي مسئله خاص زوم كند ( بعد از ورزش سنگين اصلا درس نخوانيد اول استراحت و ریلکس شدن لازم است)

همچنين خستگي و بي خوابي نیز تمركز را به شدت كاهش مي دهد.

از خود انتظار بي جا و بزرگ نداشته باشيد چون نمي توانيد انجام دهيد و سرخورده مي شويد.

اگر كاري داريم كه برایمان اولويت دارد و باعث حواس پرتي ما ميشود ابتدا بهتر است آن را انجام دهيم  تا فكرمان از بند آن رها شود و حواس مان جمع شود بعد از آن  وقتي حواسمان جمع شد مطالعه را انجام دهيم در غير اينصورت  میزان دقت ما پايين است و مطالعه غیر ممکن.

وقتي اضطراب داشته باشيم  نمي توانيم درست درس بخوانيم  و در این صورت درس هايمان انباشته مي شود براي شب امتحان، ضرب الاجل و فشار وارده باعث عصبي شدن ما می شود.

ما بايد برای خودمان تصوير ذهني مثبتي ایجاد کنیم و با گفتن جملات مثبت تصوير ذهنی مثبت را خلق کنیم و تاكيد بر آن باعث به عينيت پيوستن تصاوير مثبت ذهن شویم( بايد منفي حرف نزنيم)

ـ تكنيكهاي بودن در سر كلاس:

* همراه شدن با معلم و حركت كردن با او، بايد خوب بشنويم، اجازه ندهيم حواسمان پرت شود، اگر متوجه درس نشديم شجاعانه از معلم بخواهيم گفته هايش را تكرار كند و از اين كار خجالت نكشيم و از گفتن نهراسيم، شهامت خود را با اين كارها بالا ببريم.

* شنونده اي فعال باشيم: حتما خوب بشنويم و دقيق يادداشت برداري كنيم؛

بهترين شيوه يادداشت برداري :

الف : نكات مهم را يادداشت كنيم ( سرفصل ها )

ب : سوالاتي كه در ذهن داريم يادداشت كنيم.

ج : مواردي كه باعث حواس پرتي ما مي شود را يادداشت كنيم تا سعي كنيم آنها را برطرف كنيم.

د : سعي كنيم هر چقدر  كه ممكن است در كلاس جلوتر بنشينيم تا بيشتر احساس در كلاس بودن را بكنيم.

ـ تعين هدف:

* چرا به كلاس مي رويم؟!!!

* هدفمان از مدرسه رفتن چيست؟!!!

* آيا بخاطر ترس از غيبت خوردن و به دنبال آن مطلع شدن والدين مان است؟

* آيا براي خنديدن و جمع شدن دوستان دور همديگر است؟

* آيا جهت چرت زدن و استراحت كردن به مدرسه ميرويم؟

* شايد هم براي يادگيري و فهم مطالب بيشتر؟

 

ـ تمريني براي پرورش حواس:

حس شنوايي:

خوب شنيدن در يادگيري بسيار مهم است و يكي از اركان تاثيرگذار در فهم آموختني هاست،براي خوب شنيدن بهتر است بهتر است آستانه تحريكمان را تا آنجا كه ممكن است پائين بياوريم و عادت كنيم كوچكترين صداها را نيز بشنويم،اين تمرين را با صداي تلوزيون مي توان تمرين كرد سعي كنيد هر چند ساعت يكبار صداي تلویزيون را كم و كمتر كنيم وسعي كنيم به آن عادت كنيم و اين كار را تا آنجايي تكرار كنيم كه  واقعا شنيدن صفر است اما هر چقدر سعي خود را انجام دهيم  آستانه تحريك حس شنوايي ما پائين مي آيد و قدرت درك و دقت ما بالا تر مي رود.

حس بويايي :

بويايي نيز آستانه تحريك دارد  و جهت درك بوها سعي كنيم از منبع توليد بو دور شويم و سعي كنيم آنرا استشمام كنيم و تشخيص بدهيم به اين ترتيب آستانه بويايي را تا حد ممكن تقويت كنيم و تقويت نماييم.

حس چشايي :

 سعي كنيم غذايمان را زياد شور يا شيرين مصرف نكنيم و اجازه بدهيم مزه را درك كنيم و با افزودن زياد ادويه جات حس جشايي خود را شرطي نكنيم بلكه اجازه بدهيم سعي كند مزه را با پردازش تشخيص دهد.

حس بسوايي :

 آيا سعي مي كنيم احساس خود را بالا ببريم همين الان مي توانيد بگوييد كدام قسمت پاهاي شما با شلوارتان درگير نيست يا پيراهن شما در كدام قسمت ها به بدنتان چسبيده است ما بايد تمركز خود را بالا ببريم تا حس بسوايي ( لامسه ) خود را دقيق تر كنيم تا بهتر لمس كنيم يادمان باشد لمس كردن تنها با انگشتان نيست!!!

و اين نوع درك . . . آستانه خوبي از بسوايي است.

حس بينايي :

در اين حس كاري به آستانه نداريم و تنها بايد سعي كنيم بهتر و دقيق تر ببينيم ما بايد سعي كنيم به سوي اشياء يا تصاوير زوم كرده و جزئيات آن را به چشم ببينيم و اجزاء آنرا پردازش ديداري كنيم در اين حس تنها دقيق تر شدن بهترين شيوه براي تقويت است.

ـ حسادت والدين به معلم:

اين احساس به خاطر وابستگي تدريجي است كه دانش آموزان نسبت به معلمين خود پيدا مي كند  احساسي در آنها شكل مي گيرد كه معلم را بهترين فرد روي زمين مي بينند(البته تقريبا حق با كودكان است چون آنها با معلمين خود زندگي نمي كنند و نمي دانند آنها نيز همانند والدين  خودشان هستند وتنها تفاوت  شان با هم بر سر شغل و ... است و آنها نيز بي حوصله ميشوند وبا كودكان خودشان همانطور رفتار مي كنند كه والدين آنها رفتار مي كنند و شايد هم بدتر،آنها به واسطه شغل خود كودكانشان را تنها مي گذارند!!!جالب است اگر از فرزندان آنها نيز سوال شود معلمان خود را بهترين معرفي مي كنند!!!!!!!)واين نكته اي است كه در پاره اي از موارد باعث دوري والدين از معلمين فرزندانشان مي شود و شايد هم گرفتن نوعي گارد در مقابل آنها و نتيجه افت تحصيلي فرزند!!!

در آخر به اين جمع بندي مي رسيم  كه بايد با كاهش موارد بالا برنده حواس پرتي ضمن ايجاد دقت،انگيزه و شناخت سعي در پيدا كردن بهترين راه حل و روش مطالعه باشيم (متناسب با خلق وخوي خودمان) تا با تغذيه عالي در محيط و زمان مناسب بتوانيم تكنيكهاي  خوب درس خواندن خود را به اجرا گذاشته و از نتيجه حاصله بهترين لذت را ببريم.

همچنین مي بايست در انتها از نقاش عزيز خانم(ر ـ سعيدي) كه زحمت ترسیم نقاشی ابتدای اين متن را تقبل نموده است تشكر كنم و براي وی در راه رسیدن به هدفشان آرزوي موفقيت كنم.

                                                تا قسمت سوم این مطلب

                                                        موفق باشید

نوشته شده توسط ح_ برومند در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 17:6 | لینک ثابت |